تبليغاتX
worldfootball23

دیکتاتور شکست خورد

دوشنبه شب  دیگری  در برنامه نود با اجرای عادل فردوسی پور تمام شد .

گر چه  وعده شکست رکورد ارسال پیام کوتاه محقق نشد اما در حقیقت هدف اصلی اجرای این کمپین محقق شد .

بازی دیشب برای سازمان تربیت بدنی  و در راس آن دیکتاتور علی آبادی دو سر باخت بود و برای صدا وسیما و در راس آن برنامه نود و عادل فردوسی پور دو سر برد .

فکر همه  نوع کارشکنی از سوی مسئولین را میکردیم الا اختلال در سیستم مخابراتی و سرویس پیام کوتاه برنامه نود !

اختلالی که به گفته عادل از یک ساعت قبل از شروع برنامه نود آغاز و تا پایان برنامه نود ادامه یافت  و البته دوستانی که قصد ارسال پیامک را داشتند نیز احتمالا به مانند خود بنده متوجه این اشکال شدند .

اختلالی کاملا سازماندهی شده که در نهایت فردوسی پور نیز که بسیار ناراحت بود به کنایه به این مسئله محرز اشاره کرد .

با این همه تنها تفاوت قضیه در بیشتر شدن محبوبیت فردوسی پور و همچنین  برنامه نود و البته در صورت ادامه حمایت صدا و سیما و شبکه سوم  سیما از این برنامه و مجری آن بود .

چندی پیش شایعاتی در خصوص کوتاه شدن زمان برنامه نود شنیدیم و البته از آن نوشتیم اما دوستان به جد نگرفتند و از آن گذ شتند اما امروز قضیه بسیار جدی تر شده است و البته مردم فوتبالدوست ایرانی بارها و از طریق گوناگون حمایت خویش از ادامه برنامه نود با سبک و سیاق انتقادی و اصلاحی را بیان کرده اند .

کادر 3 سال گذشته سازمان تربیت بدنی و همچنین فدراسیون فوتبال بی شک منفورترین و البته ناکارآمدترین کادر مدیریتی این دو نهاد در طی سالیان بعد از انقلاب است .

حضور دیکتاتور بزرگ علی آبادی در راس سازمان و حضور علی کفاشیان ، مهدی تاج و ... در راس فدراسیون فوتبال و افزایش اعتراضات فوتبالدوستان گواهی بر این مدعاست .

در طی 3 سال و اندی حضور علی آبادی  در این سازمان شاهد حوادث عجیب و البته تکاندهنده  بوده ایم .

علی آبادی بارها و بارها اثبات کرده تنها موفقیتها را به پای خود می نویسد و اشکالات را سعی دارد به گردن دیگری بیندازد به واقع از زیر مسئولیت اشتباهات و ناکامی های سازمان فرار میکند .

او انتقاد پذیر نیست و این موضوع را بارها و بارها از طرق گوناگون در معرض نمایش عموم قرار داده است.

بعد از حذف مفتضحانه تیم ملی از جام جهانی آلمان و بدنبال آن حذف از جام ملتهای آسیا او موضع سکوت را برگزید و سازمان نیز راه تخریب دیگر عوامل را در پیش گرفت .

بعد از حذف از جام جهانی تمامی اشتباهات متوجه برانکو ایوانکوویچ ( سرمربی وقت تیم ملی )و محمد دادکان ( رئیس وقت فدراسیون فوتبال ) شد .

بعد از حذف از جام ملتهای آسیا مشکلات بر سر امیر قلعه نوعی ( سرمربی وقت تیم ملی ) خالی شد گر چه این سه نفر در ناکامی های بوجود آمده نقش غیر قابل انکاری داشتند اما آیا سازمان در کسب این ناکامی ها بی تقصیر بود ؟

مدتی  بعد تیم ملی بسکتبال ایران با اقتدار قهرمان آسیا شد و بعد از 50 سال جواز حضور در المپیک را کسب کرد .

بعد ازپایان  دیدار نهایی این مسابقات علی آبادی روی خط آمد و از اشکهاو بغضهای خودش و همکارانش در دفتر مدیریت سازمان گفت !

و گفت از زحماتشان اینکه چه بی خوابی های برای کسب این عنوان کشیده بودند و اینکه ...

خلاصه کنم آقای رئیس آتاتورک تمامی تلاشهای گذشته را به نام خودش ثبت کرد و برای خودش کلی نوشابه باز کرد !!

اما واقعیت چیزی دیگری بود

برای آنهایی که حتی آشنایی اندکی از بسکتبال ایران داشتند کاملا محرز بود که کسب این موفقیت بزرگ نتیجه تلاش چند ساله محمود مشحون ( رئیس فدراسیون بسکتبال ) بوده  و البته آن هم بیشتر بدلیل اجرای طرح استعداد یابی که در زمان ریاست آقایان هاشمی طبا و مهرعلیزاده بر سازمان تربیت بدنی به وقوع پیوسته بود .

شبیه این گونه تلاش ها را محمدرضا یزدانی خرم در فدراسیون والیبال صورت داده بود .

اولین نایب قهرمانی نوجوانان والیبالیست ایران در مسابقات جهانی در سال 2001 به دست آمد .

از آن تاریخ به بعد در سطح پایه ها تیمهای ملی بسکتبال مبدل به تیمی بی رقیب در سطح آسیا شدند .

تا اینکه یزدانی خرم در انتقالی نا موفق به سمت ریاست فدراسیون کشتی برگزیده شد و محمد علی داور زنی بعنوان رئیس جدید فدراسیون والیبال انتخاب شد ( با وجود عملکرد عالی یزدانی خرم در والیبال  چه لزومی در این انتقال اشتباه بود ؟ )

مدتی بعد تیم ملی جوانان ما سوم دنیا شد و بعد از آن نوجوانان ما قهرمان جهان شدند و تمامی تبریکها برای علی آبادی و داور زنی ارسال شد !!!!

در اینجا هم آقای رئیس از تلاشهای خودش گفت بی اینکه نامی از یزدانی خرم برده باشد

علی آبادی بارها اثبات کرده که تنها تعریف و تمجید میطلبد و از انتقاد گرچه سازنده بیزار است .

حضور فیروز کریمی در شب شیشه ای را یادتان هست ؟
همان برنامه معروف شبکه تهران ...

فیروز خان نیم ساعتی را به تعریف و تمجید از علی آبادی پرداخت ودر نهایت یک جمله و تنها یک جمله را بر زبان آورد

آن هم اینکه : ... آقای علی آبادی مدیر بسیار توانمندی هستند اما بیشتر به درد مدیریت در شهرداری میخوردند تا ورزش ...

آن شب و آن جملاتی که حرف دل میلیونها ورزش دوست ایرانی بود برای فیروز گران تمام شد

کریمی از فردای آن شب ممنوع الفعالیت شد .

با استقلال اهواز قرار داد بست با دستور آقای رئیس قرار داد فسخ شد !

با تراکتور سازی  بست بازهم با دستور جناب رئیس فسخ قرار داد !

و به همین ترتیب فیروز چند تیم دیگر عوض کرد تا بالاخره متوجه شد باید از آقای رئیس عذرخواهی کند تا مشکلات مرتفع گردد

در نهایت این کار صورت گرفت و او هم شد سرمربی صبای قم

بعد از آن قضیه علی کریمی پیش آمد .

کریمی از فدراسیون فوتبال و ضعف آن انتقاد کرد و گفت : این فدراسیون ضعیف ترین فدراسیون تاریخ فوتبال ایران هست .

فردا ی همانروز نام کریمی از فهرست تیم ملی خط خورد !

گر چه کفاشیان تلاش زیادی کرد تا نشان دهد مقصر اصلی در این واقعه علی دایی بوده اما بررسی مسائل گویای واقعیتهای دیگر است .

وقتی نوه امام خمینی (ره) یعنی حجه الاسلام سید حسن خمینی درخواسیت میکنند که این مشکل حل شود و کریمی به تیم ملی برگردد اما این اتفاق رخ نمیدهد یعنی قدرتی بالاتر از دایی در پشت پرده ی این ماجرا قرار داشته است .

اما مهمترین ناکامی ورزش ایران در کنار حذف تیم ملی از جام جهانی کسب نتایج فاجعه انگیز در المپیک پکن بود .

در المپیک پکن بیشترین تعداد ورزشکار را در مقایسه با دوره های گذشته داشتیم اما در نهایت فضاحت با یک طلای ساعی و برنز محمدی (که بدون شک ماحصل تجربه و تلاش فراوان این دو ورزشکار بود ونه چیز دیگر ) از مسابقات کنار رفتیم .

در جدول رده بندی نیز( با سقوطی فاحش نسبت به دوره قبل ) در نهایت کمی بالاتر از افغانستان و ... قرار گرفتیم تا تلاشهای فراوان سازمان تربیت بدنی کاملا هویدا شود .

جالب اینکه سازمان تربیت بدنی در این فاجعه نیز حاضر نبوده و نیست که ضعف مدیریتی و ... خود را عامل اصلی ناکامی ها بداند.

گرچه علی آبادی و دولت نهم در طی سالیان اخیر طرح های ورزشی فراوانی را افتتاح و تکمیل کرده اند که از آن جمله میتوان به :

افتتاح زمین آسفالت! در زاهدان با حضور شخص علی آبادی !!

دو بار افتتاح استادیوم سردار جنگل رشت طی یک ماه !

دوبار بازسازی  استادیوم تختی اهواز طی مدت چند ماه !

جالب اینکه :

استادیوم تختی و استادیوم راه آهن در سالهای قبل از انقلاب به ترتیب متعلق به دو قطب فوتبال ایران یعنی استقلال و پیروزی بود  اما در زمان انقلاب با واگذاری این دو تیم پرطرفدار به سازمان دو مجموعه ورزشی فوق نیز به مالکیت این سازمان درآمد.

2 سال پیش بحث واگذاری تختی برای سی سال به استقلال مطرح شد اما در نهایت امر این اتفاق صورت نگرفت با وجود اینکه این استادیوم جزیی از اموال و دارایی های آبی ها محسوب میشود !

در طی این چند سال سازمان در خصوص دو تیم پرطرفدار ایران آنچنان ضعیف عمل کرده که بدون شک بیش از 99درصد هواداران آبی و قرمز از نوع مدیریت سیاسی سازمان ( که نسبت به گذشته بیشتر شده است ) در خصوص این دو باشگاه عصبی و ناراحت هستند.

حذف استقلال از جام باشگاههای آسیا ( بدلیل دیر ارسال شدن مدارک ) از ویژگی های  این نوع مدیریت در استقلال بود .

جناب علی آبادی اعلام کردند که مقصرین این اشتباه از تمامی کارهای ورزشی منع خواهند شد اما در نهایت :

امیدوار رضایی که آن روز ها رئیس هیئت مدیره استقلال بود در این سمت تا امروز ابقا شده

امیر قلعه نوعی  به سرمربیگری تیم ملی انتخاب شد

عباس ترابیان ( رئیس روابط بین الملل وقت استقلال ) به ریاست کمیته فوتسال منصوب شد .

و ...

تنها فردی که از مسئولیتهای ورزشی محروم شد کسی نبود جز مقداد نجف نژاد مدیر عامل وقت استقلال که در مجموع 6 ماه این پست را در اختیار داشت گر چه در این زمان کوتاه او حتی حق امضا نیز نداشت و تنها نامش مدیر عامل بود !

نجف نژاد بدلیل انتقاد از سازمان به راحتی از استقلال کنار گذاشته شد یعنی دقیقا همان اتفاقی که برای فتح الله زاده در استقلال و کاشانی در پیروزی افتاد .

در همین خصوص آنها بارها وبارها صفایی فراهانی را مقصر اصلی این ناکامی معرفی کردند گرچه دروغی بیش نبود .

تغییرات گسترده در سمت مدیر عاملی این دو تیم سبب نارضایتی هواداران این دوتیم از سازمان شده است و همگی بی صبرانه منتظر خصوصی سازی باشگاههای لیگ برتری و بازگشت این دو تیم به روزهای پرافتخار سالیان نه چندان دور هستند.

اگر اوضاع این گونه پیش برود بی شک در  انتخابات ریاست جمهوری سال آینده رای علاقه مندان فوتبال ایران غیر از آنچه خواهد بود که 3 تیر 84 به صندوقهای جمع آوری آرا ریخته شده است .

ای کاش عادل دیشب نیز آن لبخندهای همیشگی را بر لب داشت تا بازهم چهره پیروز او را خندان و شاداب ببینیم .

همچنان بر طبل حمایت از عادل می کوبیم ...

نکته جالب اینکه امروز متوجه شدم ارسال پیام برای سایت نود غیر ممکن شده !!

در طی روزهای اخیر حمایت گسترده ای از طرف مردم در سایت نود انجام شده بود که متاسفانه حالا در سایت نود نیز اختلال ایجاد شده است .

و اما متاسفانه سواستفاده چپ گراهای اصلاحگرا بر اختلاف میان برنامه نود و تربیت بدنی دولت نهم دامن زد تا آنجائی که سید محمد خاتمی در مصاحبه ای اعلام کرده بود یا خودم می آیم یا فردوسی پور !

ما که نه از چپها خیری دیدیم ونه از راستها !

اما اینکه آقایان اصلاحگرا بدنبال چه منافعی بودند که اینگونه در حمایت از نود موضع گرفتند بماند .

نود مانند هر برنامه ی دیگری هم عیب دارد و هم خوبی

اما به واقع خوبی ها و مزیتهای نود بسیار بیش از عیوب آن است .

نود بارها و بارها مسائل گوناگونی را در ورزش ما به چالش کشید ودر نهایت موجب اصلاح این امور شد .

اما بدانید و بخوانید که صدا و سیما نیز تا حدودی د رمورد حمایت از نود عقب نشینی کرده است.

از آنجائی که دوران ریاست عزت الله ضرغامی بر این سازمان اردیبهشت ماه سال ۸۸ تمام خواهد شد و صحبتها از عدم تمدید مهلت ریاست اوست او برای جلب توجه نظر دولتمردان از مواضع قبلی خود عقب نشینی کرده تا شاید به این صورت مهر رئیس جمهوری را دوباره در زیر برگه تمدید مهلت خودش ببیند .( گرچه صدا وسیما تحت نظارت مستقیم مقام معظم رهبری میباشد )

اما آقای ضرغامی در صورت حمایت از نود به محبوبیتی در خور در میان افکار عمومی دست خواهد یافت .

همچنان از عادل دفاع میکنیم ...

 

http://www.petitiononline.com/90tv/petition.html

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 11:21 PM  توسط ا ص ک  | 

گزارشى كامل از آنچه شاه حسينى نتوانست در برنامه ۹۰ بگويد
رئيس سابق كميته انضباطى: عوامل پشت  پرده روى محروميت مولايى اصرار دارند
 
 
 
077190.jpg
دوشنبه شب وقتى هاشميان در آخرين بخش از حرف هاى خود رو به عادل فردوسى پور در برنامه ۹۰ شبكه ۳ گفت كه مصوبه هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال در خصوص محروميت على مولايى به شوراى صدور رأى رفته، عبدالرحمن شاه حسينى با برنامه ۹۰ دوباره تماس گرفت تا به اين امر اعتراض و چنين اقدامى را غيرقانونى اعلام كند. اما به علت كمبود زمان، مجرى اين برنامه فقط به گفتن يك جمله از شاه حسينى بسنده كرد: اگر مصوبه به شوراى صدور رأى رفته خلاف قانون عمل شده است. به همين خاطر روز گذشته با رئيس سابق كميته انضباطى فدراسيون فوتبال تماس گرفتيم كه ماحصل آن را در ذيل مى خوانيد:
•اگر تمايل داريد هر آنچه را كه نتوانستيد در برنامه ۹۰ اعلام كنيد در اين مجال پيش آمده بيان كنيد تا بلكه در خصوص پرونده پيچيده محروميت على مولايى به يك نتيجه كلى برسيم.
- وقتى هاشميان به عنوان رئيس كميته پزشكى فدراسيون فوتبال مصوبه اى را كه هيأت رئيسه در اختيارش گذاشته بود در برنامه ارائه كرد متأسف شدم. چون وى ادعا مى كرد كه مصوبه هيأت رئيسه در خصوص محروميت ۲ ساله على مولايى براى بازبينى و صدور رأى نهايى به شوراى صدور رأى رفته است.
•آيا اين اقدام هيأت رئيسه در صورت صحت ادعاى هاشميان، ايرادى دارد؟
- سرتا پا ايراد دارد. اول اينكه هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال پرونده على مولايى را با تخفيف محروميت ۲ ساله به يك ساله مختومه اعلام كرده بود. با اين حساب من نمى دانم هاشميان مصوبه جديد را از كجا آورده است؟
دوم اينكه هيأت رئيسه فدراسيون، مرجعى بالاتر از شوراى صدور رأى است و نبايد مصوبه هيأت مذكور را به مرجعى كه در رده پايين تر قرار دارد براى تأييد بفرستد.
• آيا در اين خصوص قانون خاصى داريم كه چنين اقدامى را منع كند؟
- طبق آئين نامه و بند لام ماده ۱۲ هر شوراى صدور رأى مى تواند تصميم گيرى كند اما اين هيأت رئيسه است كه تصميم نهايى را مى گيرد.
•پس شما با قاطعيت اعلام مى كنيد كه محروميت على مولايى را از ۲ سال به يك سال تقليل داده ايد آن هم با نظر مستقيم كليه اعضاى هيأت رئيسه؟
- بله. واقعاً من تعجب مى كنم كه هاشميان مصوبه اى را كه در برنامه ۹۰ به بينندگان نشان داد از كجا آورده است؟ در اين ماه مبارك رمضان با زبان روزه خدا را گواه مى گيرم كه مصوبه تخفيف محروميت على مولايى از ۲ سال به يك سال را در هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال به تصويب رسانديم. فردا روز كه همه دار فانى را وداع گفتيم بايد در آخرت پاسخگو باشيم. شما هم لطف كنيد و با آقايان فتح الله زاده، شفق، كفاشيان، تاج، بهروان و گنجعلى خانى به همراه سركار خانم شجاعى تماس بگيريد چون در جلسه مذكور هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال همگى حاضر بودند و مصوبه را نيز تأييد كردند. آنان به شما خواهند گفت كه اصل ماجرا از چه قرار است.
•پس چرا هاشميان با داشتن اصل يك نامه به عنوان مصوبه اصرار داشت كه محروميت على مولايى همچنان ۲ ساله است؟
- پيچيدگى پرونده على مولايى از زمانى شروع شد كه اين بازيكن در تخلف صورت گرفته از جانب خود پاى برخى آقايان را هم پيش كشيد. احساس مى كنم بعد از اين اتفاق بود كه حساسيت ها به پرونده على مولايى بيشتر شد و عوامل پشت پرده دوباره محروميت ۲ ساله وى را سر زبان ها انداختند اما باور كنيد اگر على مولايى عضو يكى از ۲ تيم استقلال يا پرسپوليس بود هم اكنون در ليگ برتر توپ مى زد. فقط از آقايانى كه زمام امور را به دست دارند مى خواهم كه به وظيفه انسانى خود عمل كنند و اجازه ندهند به يكى از جوانان اين سرزمين بيش از اين ظلم شود.
دكتر زادمهر: كريمى، مهدوى كيا و هاشميان سرمايه هاى ملى هستند
077256.jpg
مدير فنى تيم فوتبال راه آهن گفت: بازيكنانى مثل على كريمى، وحيد هاشميان و مهدى مهدوى كيا سرمايه هاى ملى هستند و بايد از تمام سرمايه هاى خود استفاده كنيم. محمد زادمهر همچنين اظهار داشت: آرزو مى كنم تيم ملى در مسابقات مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ موفق شود، البته با توجه به اينكه ۴ تيم از آسيا به جام جهانى صعود مى كنند ايران به راحتى مى تواند در اين مسابقات حاضر شود و بايد از اكنون به فكر حضور مقتدرانه در جام جهانى باشيم. وى افزود:اميدوارم بازيكنانى كه در ديدارهاى تداركاتى به ميدان رفته اند در روز بازى با عربستان هم در تركيب اصلى حاضر باشند، زيرا تصور مى كنم تيم ملى در هر مسابقه با يك تركيب به ميدان رفته است. ظاهرا سرمربى تيم ملى در انتخاب تركيب ايده آل خود دچار ترديد شده است. بازيكن اسبق تيم ملى و پرسپوليس در خصوص دعوت نشدن مهدوى كيا و كريمى به تيم ملى عنوان كرد: بازيكنانى مثل هاشميان، كريمى و مهدوى كيا سرمايه هاى ملى هستند و بايد از تمام سرمايه هاى خود در اين مسابقات استفاده كنيم. اين نفرات چهرهاى شناخته شده اى در جهان فوتبال هستند، البته على دايى مسئول فنى تيم ملى است و تصميم اصلى را او مى گيرد.دكتر زادمهر در خصوص تعطيلى ليگ برتر گفت: اين تعطيلى ها قطعا به ضرر فوتبال است و تمامى اهل فن با اين مسأله مخالفند، زيرا تيم ها دچار وقفه مى شوند و از شرايط آرمانى دور خواهند شد.
 
2 نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 11:57 PM  توسط ا ص ک  | 

گر ۵۲ مدال طلا مى گرفتيم اول مى شديم!:مديرانى كه نرفتنشان مصيبت است.
عادت كرده ايم و مبتلا هستيم به اين عادت كه بعد از هر شكست منتظر دليل نباشيم و فقط اين راضيمان كند كه بشنويم چه كسى استعفاء داد و چه كسانى بيشتر عذرخواهى كردند اما افسوس و صد افسوس كه برخى مثل آقاى قراخانلو، كفاشيان و على آبادى از عذرخواهى و لاپوشانى كردن شكست هايشان فرار مى كنند.هزار افسوس و صدهزار افسوس مضاف به آن صد افسوس كه رئيس كميته ملى المپيك در پاسخگويى به يك ملت اگرها را پشتوانه مناسب و دليل منطقى براى پاسخگويى به يك ملت در قبال ناكامى در المپيك مى داند.رئيس كميته ملى المپيك كه پيشوند مشاغل با دانش را در القاب ادارى خود همراه دارند فرموده اند كه ما اگر يك طلاى ديگر مى گرفتيم سى وششم مى شديم! و اگر ۲ طلا نصيبمان مى شد بيست وهفتم مى شديم و اگر ايشان همينطورى ادامه مى دادند و يك اگر و يك مدال بر اگرها و مدال هايشان اضافه مى كردند به اين نتيجه مى رسيدند كه ما اگر ۵۲ مدال طلا مى گرفتيم مقام قهرمانى در المپيك را به دست مى آورديم!پس اگر قرار باشد اگرها هدر رفتن بيش از ۴۰ ميليارد تومان را توجيه كند ما هم اين سؤال را داريم كه اگر ۵۲ مدال طلا كسب مى كرديم چه اتفاقى مى افتاد؟ قراخانلو يا در درك انتظارات جامعه ورزش دچار بحران و مشكل است يا ما احساس مى كنيم كه به اين ناتوانى مبتلاست اما هرچه كه هست اولاً به ايشان تبريك مى گوييم كه بالاخره در بيلان كارى خود مقابل مأموريت حضور در المپيك تيك انجام شد را ثبت كرد و حالا هم حتماً منتظر نامه هاى تشكرآميز از افراد گوناگون است.راست هم مى گويد چه فرقى دارد كه پايان ماجرا چه شده است، رفتيم المپيك و برگشتيم، بيشتر از اين جناب قراخانلو انتظار داشتن را مجاز نمى داند و انتظار دارد كه به دليل رخ ندادن اگرها ما چشم را بسته و گوش را كر كنيم و مثل ايشان به خاطر رخ ندادن اگرها هر شكستى را منطقى بدانيم. آقاى قراخانلو اگر شما يادتان رفته ما يادتان مى آوريم كه اين مردم حداقل انتظارشان حفظ جايگاه است و زمانى كه يك مجموعه نمى تواند داشته هاى خود را حفظ كند شكست اثبات شده است. اى كاش قراخانلو متوجه اين موضوع بود كه مردم مى دانند هيچ برنامه ريزى علمى و تاثيرگذارى در قبال هيچ ورزشكارى انجام نشده است. انصافاً در ۴۰ لگدى كه ساعى در طول مسابقات زد شما چه نقشى داشتيد؟ ساعى ۴۰ لگد زد و طلا گرفت و همه هم ديدند كه اگر لوپز آمريكايى به حريف ايتاليايى نمى باخت و به فينال مى رسيد شايد ساعى روزى پرمشكل تر را براى كسب اين عنوان داشت. نه آقاى قراخانلو مردم مى دانند در ورزش ايران از برنامه هاى بلندمدت فقط در آغاز و تا زمانى كه مهلت و ارزش خبرى داشته باشد حرف زده مى شود. مردمى كه مى دانند روساى ورزش بيشتر از آنكه به فكر خوب خدمت كردن باشند به فكر زياد پاداش گرفتن هستند، مردمى كه مى دانند فدراسيون، كادر فنى و ورزشكارشان از مجموع ۴ سال فاصله اى كه بين هر المپيك هست نهايتاً ۶ ماه در رابطه با المپيك فعاليت دارد هرگز انتظار كسب ۳۰ ، ۴۰ مدال طلا را نخواهد داشت اما اين انتظار كه سوابق خود را حفظ كنيم و براساس امكاناتى كه در اختيار ورزش هست بپرسيم چرا ۲ طلاى آتن ما حداقل ۳ طلا نشد، كمترين و ساده ترين سؤالى است كه محق پرسيدن آن هستيم. آنچه باعث شد انتظار ۳۰ ، ۴۰ مدال طلا را نداشته باشيم خود دليل مهمى است براى اينكه كفايت افكارى را كه حاكم بر مديريت ورزش است و درايت افرادى را كه داعيه اداره ورزش را دارند براى اين سمت ها مناسب ندانيم.آرى از مديرانى كه حتى نمى توانند سطح توقع مردم را بالاتر برده و حفظ آنچه را كه داريم از سوى آنها معجزه مى دانيم، اين توقع را داريم كه در قبال درك اين مردم احترام قائل شده و شجاعانه، باختن و بازنده بودن را فرياد بزنند تا حداقل دلمان خوش شود. امثال قراخانلوها اگر در زمان قبول مسئوليت براى درك آنچه كه بايد براى انجام درست اين وظيفه در اختيار داشته باشند مشكل داشته، حداقل در زمانى كه اثبات شده است شكست خورده اند جسارت تعظيم، عذرخواهى و كناره گيرى را داشته باشند و لذت حفظ منافع به لطف حضور در محل خدمت و نه انجام خدمت را به منافع ملى ترجيح ندهند.
2 نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 2:32 AM  توسط ا ص ک  | 

قطبى:آقاى مايلى كهن! سرنوشت شما در تيم فولاد چه شد؟
من كار كلينزمن را انجام مى دهم
قطبى:آقاى مايلى كهن! سرنوشت شما در تيم فولاد چه شد؟
سرمربى تيم فوتبال پرسپوليس در پاسخ به يادداشت انتقاد آميز محمدمايلى كهن گفت:  تمام مربيان در كشور آزادى چون ايران حق دارند عقايدشان را مطرح كنند اما تنها مى توانم به مايلى كهن بگويم كه سرنوشت شما در تيم فولاد چه شد؟ قطبى همچنين درباره عدم حضور على كريمى در تيم پرسپوليس گفت: على كريمى يكى از بزرگ ترين بازيكنان تاريخ ملى ايران بوده است كه همواره زمانى كه در فوتبال كره جنوبى كار مى كردم از بازى او لذت مى بردم اما اولين نياز ما در تيم پرسپوليس داشتن يك مهاجم نوك است. ما بازيكنان پشت مهاجم زيادى چون كريم باقرى كه توانست ۳ گل را در ۴ بازى به ثمر برساند و همچنين ايوان پتروويچ را داريم اين پست دقيقاً پست تخصصى على كريمى است كه بنابراين نياز ما در قبل با حضور ۲ بازيكن فوق برطرف شده است. من براى كريمى آرزوى موفقيت مى كنم كه بتواند در پست تخصصى اش توانايى هاى بالقوه خود را در هر تيمى بروز دهد. قطبى همچنين درباره وضعيت تعطيلات و تمرينات تيم پرسپوليس تصريح كرد: مربيان بزرگ دنيا هميشه به من گفته اند كه زمانى مى توانى موفق شوى كه به طور نرمال كار كنى؛ من تكنيك استراحت همراه با تمرينات را بسيار قبول دارم و معتقدم استراحت مى تواند ريكاورى فيزيكى و روحى بالايى را براى تيم به وجود آورد. شما مطمئن باشيد كه انتقادهايى كه در اين زمينه بر من وارد است را با موفقيتهاى آتى پرسپوليس جواب خواهم داد. كما اين كه يورگن كلينزمن هم در زمان جام جهانى همين كار را كرد. قطبى در پايان گفت: هنوز به حدى نرسيديم كه بتوانم با اطمينان كامل قول قهرمانى بدهم و اكنون كه قلعه نويى اين كار را مى كند حتما خيلى خوب تيمش را شناخته كه چنين قولى مى دهد.

077175.jpg
2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 4:23 PM  توسط ا ص ک  | 

پروين: اگر يك بار ديگر مصطفوى را ببينم، اتفاق بدى مى افتد
در مراسم ختم برادر همسر افشين پيروانى اتفاقى افتاد كه شايد كسى انتظارش را به اين شكل نداشت. على پروين و داريوش مصطفوى يكديگر را ديدند و درگيرى لفظى شديدى با يكديگر پيدا كردند. براى اطلاع از اصل موضوع با پروين تماس گرفتيم. از لحن عصبانى او مى شد به همه چيز پى برد. گفت و گوى ما را با على پروين بخوانيد:
•هيچكس انتظار چنين اتفاقى را نداشت؟!
- به خاطر پيروانى رفتيم ختم برادر خانمش كه اتفاقى مصطفوى رو ديدم. اصلاً دلم نمى خواست ببينمش.
•موضوع اين درگيرى چه بود، حرف و حديث در اين باره زياد است؟
- اصلاً دوست ندارم در مورد مصطفوى حرف بزنم چرا كه باعث شد پسرم از پرسپوليس جدا بشه. ديگر هيچ وقت حاضر نيستم اونو ببينم، حتى در بدترين شرايط! وقت آدم باارزش تر از اين حرفهاست كه به خاطر اين افراد تلف بشه... بگذريم به موقع همه چى رو مى گم فعلاً وقتش نيست!
•مثل اينكه خيلى دلخوريد؟
- فقط اميدوارم كه هيچ موقع با او رو در رو نشم كه اگه بشم مطمئناً اتفاق بدى مى افته!
•راستى با هدايتى جلسه داشتيد؟
- بله. اين آقاى هدايتى اينجا نشسته و مى دونه قضيه چيه! مسائلى هست كه بايد در مورد آن حرف مى زديم. من مى دونم جواب چه كسى را بدهم و چه كسى را نه! على پروين، الكى پروين نشده. همين آقاى هدايتى با اينكه پشت ما حرف زد اما من مى دونم موضوع چى بوده!

077178.jpg
2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 4:22 PM  توسط ا ص ک  | 

روايت تازه‌ي «شاه ‌حسيني» از دانه درشت‌هاي فوتبال:
روايت تازه‌ي «شاه ‌حسيني» از دانه درشت‌هاي فوتبال:
"مولايي" را تهديد كرده بودند
برخي آراء به راحتي تغيير مي‌كنند؛ اين عين بي‌عدالتي است

سرويس: ورزشي - فوتبال
1387/06/09
08-30-2008
12:00:43
8706-04740: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: ورزشي - فوتبال

پرونده‌ي اسرار‌آميز "علي مولايي" بازيكن پيشين مس كرمان سرانجام در هاله‌اي از ابهام به بايگاني فدراسيون فوتبال رفت، تا عبدالرحمن شاه حسيني مردي كه دوست و دشمن در زمان صدارتش بر كميته‌ي انضباطي فدراسيون فوتبال او را به عدالت مي‌شناختند؛ فاتحه‌ي "عدل" را براي فوتبال بخواند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)؛ عبدالرحمن شاه‌حسيني رييس پيشين كميته‌ي انضباطي اصرار دارد كه صحبت‌هايش چنين آغاز شود: « تاكنون بيش از 20 بار به طور مفصل و شفاف درباره مسائل انضباطي فوتبال صحبت كردم، تمامي رسانه‌ها و فوتبال دوستان جزييات تمامي پرونده‌هايي كه كميته انضباطي براي آن راي صادر مي‌كرد اما، پس از مدتي دست خوش تغيير و تحول مي‌شد را مي‌دانند، با اين حال معتقدم صحبت‌هايم سودي ندارد، چرا كه مسوولان فدراسيون بدون كوچك‌ترين توجهي كار خود را انجام مي‌دهند و به اين كه عمل‌شان صحيح است يا نه؛ حق است يا نيست وقعي نمي نهند».

وي ادامه داد: تفاوتي ندارد كه اين صحبت‌ها را يك منتقد منصف انجام مي‌دهد يا فرد ديگري. حاكمان فدراسيون هر تصميمي مي‌خواهند مي‌گيرند، چرا كه كسي نيست تا آنها را بازخواست كند. به عنوان نمونه در همين فدراسيون بود كه دبير كل به صورت رسمي و با صراحت اعلام كرد كه راي پرونده علي دايي را نگه داشته و اجازه نداده اين حكم اجرا شود؛ حال به آيين‌نامه فدراسيون مراجعه كنيد اين اظهارات صددرصد خلاف قانون است و دبير كل در برابر يك راي انضباطي چنين حقي نداشته و خلاف قانون است اما، كدام مقام بالاتر حاضر شد او را مواخذه كند. كدام يك از مديران عالي ورزش تا كنون در برابر اين رفتارها واكنش نشان داده و مسوولان فدراسيون فوتبال را بازخواست كرده‌اند؟»

شاه حسيني سپس در ادامه به سراغ پرونده "علي مولايي" رفت و با تاكيد بر اينكه صحبت‌هايش هيچ سودي جز آگاهي مردم نخواهد داشت به ايسنا، گفت: پس از آن كه تست دوپينگ يك سري از بازيكنان مثبت اعلام شد، طبق آيين نامه انضباطي دوپينگ، شوراي صدور راي با حضور رييس كميته انضباطي، دبير كل فدراسيون و رييس كميته ضد دوپينگ تشكيل شد و در نهايت با توجه به اينكه بازيكن مسووليتش در قبال استفاده از داروهاي نيروزا مطلق است، علي مولايي را همراه با چند بازيكن از جمله افشين كمايي و بازيكني به نام "فرحناك" به مدت دو سال از حضور در ميادين محروم كرديم كه اين راي به آنها و فدراسيون جهاني فوتبال (فيفا) نيز ابلاغ شد.

رييس پيشين كميته‌ي انضباطي در ادامه به ايسنا گفت: با گذشت چند ماه از اين راي "علي مولايي" و نيك نفس بازيكن و مدير عامل وقت باشگاه مس كرمان، هم‌چنين مسعود رضاييان مدير عامل وقت باشگاه فولاد خوزستان كه "مولايي" سابقه بازي در آن باشگاه را داشته و دهكردي رييس وقت هيات فوتبال خوزستان در تماس‌هايي با من اعلام كردند كه مولايي قصد دارد تا واقعيت‌هاي تازه‌اي را پيرامون موضوع دوپينگش بيان كند كه پس از آن "علي مولايي" با حضور در كميته انضباطي با دست خود مطالبي را پيرامون تجويز داروهاي نيروزا از سوي سرمربي سابق‌اش و پزشك تيم فوتبال مس عنوان و اسامي آنها را اعلام كرد.

شاه‌حسيني ادامه داد: زماني كه از مولايي براي ادعايش دليل خواستيم، او از كميته انضباطي درخواست كرد تا در جلسه‌اي با حضور اين افراد توضيحاتي را ارائه كند. به همين دليل سرمربي و پزشك آن زمان تيم مس به كميته انضباطي دعوت شدند اما، دو جلسه به دليل عدم حضور دبيركل فدراسيون فوتبال انجام نشد و در واقع با نيامدن "نبي" جلسه از اكثريت خارج مي‌شد و هنوز هم دليل غيبت‌هاي «نبي» بر من آشكار نشده است.»

وي افزود: در نهايت توانستيم نشستي را با حضور تمامي اعضا، مربي وپزشك تيم فوتبال مس تشكيل دهيم اما، اين بار علي مولايي در نشست حاضر نشد و حتي عنوان شد كه مولايي را تهديد كرده‌اند تا در اين جلسه شركت نكند؛ ما نيز درباره ادعاي مولايي پيرامون تخلف صورت گرفته و همين‌طور تهديد احتمالي مولايي از مربي و پزشك مس سوال كرده و تذكر داديم كه احتمال محروميت وجود دارد اما، آن دو با انكار موضوع، اعلام كردند كه اگر مولايي شاهدي براي حرف‌هايش بياورد، محروميت را مي‌پذيرند. با اين حال تا زماني كه من رييس كميته انضباطي بودم، مولايي براي اثبات حرف‌هايش شاهدي نياورد و نمي‌دانم كه آيا او را تهديد كرده بودند كه اين كار را انجام ندهد يا نه؟

عبدالرحمن شاه حسيني به ايسنا گفت: پس از اين علي مولايي از كميته انضباطي درخواست تخفيف كرد كه با توجه به آيين‌نامه دوپينگ اين تخفيف بايد به تصويب هيات رييسه فدراسيون فوتبال مي‌رسيد، به همين دليل در نشستي با حضور من به عنوان رييس كميته انضباطي، دبير كل فدراسيون و "شريف" مسوول كميته ضد دوپينگ؛ هم‌چنين اعضا هيات رييسه فدراسيون فوتبال (كفاشيان، فتح‌الله زاده، بهروان، شفق، آيت‌اللهي، گنجعلي خاني، تاج و خانم فريده شجاعي) تشكيل شد و من در اين نشست گزارش كاري را ارايه داده و بحث تخفيف مولايي، كمايي و فرحناك از دو به يك سال مطرح شد كه به تصويب اعضا هيات رييسه رسيد و نبي با دست خط خودش صورت جلسه را نوشت و در واقع همان جا آخرين تصميم گرفته شد و محروميت مولايي و آن دو بازيكن ديگر از دو به يك سال كاهش يافت. اين حكم توسط مديران فعلي فدراسيون نيز قابل تغيير نيست اما، بسيار جالب است كه فدراسيون در تقابل با تصميم هيات رييسه خود باز هم حكم محروميت اين بازيكن را دو سال اعلام كرده است.

وي افزود: بايد پرسيد چگونه است كه در حكم "مولايي" تا اين اندازه قاطعيت به خرج داده مي‌شود و او بايد 2 سال محروم شود اما در احكام مربوط به پرسپوليس، مجتبي جباري از باشگاه استقلال و علي دايي حكم محكوميت به راحتي تغيير مي‌كند، بي ترديد پاسخ اين است به دليل آن كه علي مولايي كسي را در پشت سرش ندارد، فوتبال ايران پر از مولايي‌هايي است كه در حال گذراندن محروميت‌هاي خود هستند.

رييس پيشين كميته‌ي انضباطي درباره اظهار بي‌اطلاعي همتاي فعلي‌اش در فدراسيون از وجود پرونده‌ي دانه درشت‌ها به ايسنا گفت: در ميان باشگاه‌ها، مديران و بازيكنان دانه درشت داريم و همه مي‌دانند كه اين دانه درشت‌ها چه كساني هستند كه هرگاه رايي بر ضد آنها صادر مي‌شود، بلافاصله معترض شده و زمين و آسمان را به هم مي‌دوزند تا راي خود را بر گردانند، كه آخرين نمونه آن نيز تغيير راي باشگاه پرسپوليس است.

شاه‌حسيني افزود: كميته انضباطي در فصل گذشته سپاهان را از بازي‌هاي خانگي محرم كرد و اين حكم اجرا شد، اكنون چگونه است كه راي محروميت براي دو بازي خانگي پرسپوليس به راحتي نقض مي‌شود، اين عين بي‌عدالتي است.

وي افزود: داستان پرونده مولايي با كاهش محروميت پايان يافته بود، تنها پرونده سرمربي و پزشك وقت تيم مس باز بود اما، اكنون مطلبي عنوان مي‌شود كه در تضاد با راي واقعي است، كدام يك از اعضا هيات رييسه و يا حتي رييس و دبير كل فدراسيون حاضر هستند تا تصميم خود را درباره اين پرونده رد كنند، مگر آن كه خداي ناكرده بخواهند خلاف واقع صحبت كنند.

شاه‌حسيني افزود: در اين مدت تمامي آرا مربوط به پرسپوليس، استقلال و يا بعضي از ملي‌پوشان؛ برخي آقايان را به تكاپو انداخت تا به دنبال تخفيف باشند. در ليگ هفتم كميته انضباطي "كريم باقري" را احضار كرد كه اين بازيكن با جان و دل محروميت خود را پذيرفت و آن را سپري كرد، حال اين راي را مقايسه كنيد با نوع رفتاري كه پس از آراء افرادي چون مجتبي جباري، علي دايي، ‌ساكت و هادي عقيلي اتفاق افتاد، هر رايي كه كميته انضباطي مي‌داد با مقاومت برخي در فدراسيون رو به رو مي‌شد تا در نهايت اجرا نشود.

شاه حسيني در بخش پاياني صحبت‌هاي خود با تاكيد بر مظلوم واقع شدن "علي مولايي" در اين پرونده گفت: بر طبق آيين‌نامه فدراسيون فوتبال هر بازيكني كه از احكام فدراسيون متضرر شود، مي‌تواند به فيفا شكايت كند و مولايي نيز مي‌تواند اين كار را انجام دهد.

2 نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 2:56 AM  توسط ا ص ک  | 

۵ حلقه ناكامى المپيك پكن
076674.jpg
شايد اگر مدال طلاى روزهاى پايانى المپيك پكن روى سينه اين قهرمان بااخلاق برق نمى زد اكنون هيچ يك از مسئولان سازمان تربيت بدنى و كميته المپيك در مسئوليت هاى بى مسئوليتى خود باقى نمانده بودند! اكنون زمان آن رسيده است كه پاى اين مدال طلا و زير عنوان طلايى  هادى ساعى همه سينه بزنند و كمى تا قسمتى از پناهگاه ها و مخفى گاه هاى خود خارج شوند. به درستى مردم در اين روزها كه روزگار سياه و تاريك و بى  سابقه ورزش كشور است چهره ها و جمالات هميشه حاضر در جعبه جادويى جذاب رسانه  ملى و صداى جمهورى اسلامى ايران را نه ديدند و نه شنيدند آنها كه مدتى قبل از آغاز المپيك پكن رئيس جمهور را در بازديد از اردوهاى پرهزينه و ۴ ساله كميته ملى المپيك و سازمان تربيت بدنى همراهى مى كردند و گزارش هاى رنگ و وارنگ آنها را آقاى رئيس جمهور باور كرده بود و چون زمانه نادر قبل از جام جهانى آلمان كه با پنالتى هاى سفارشى و وادادن ميرزاپور در مهار آنها محمود احمدى نژاد كم مانده بود كه اسم خود را در تيم اعزامى به جام جهانى ثبت كند.آنگاه به عنوان اولين فرد اجرايى كشور به ملت چنين وعده داد كه مردم مطمئن باشند اين تيم ملى به مرحله دوم و حتى پايانى راه خواهد يافت! و صد البته كه اين اظهارنظر صائب و كارشناسانه رياست جمهورى تحقق يافت و ديديم و ديديد كه چه شد! حال در هنگام نزديكى بازى هاى تابستانى المپيك پكن در چين بزرگ يك بار ديگر گزارش هاى كارشناسى على آبادى به عنوان رئيس ورزش كشور و معاون اول و دستيار برجسته!! او كيومرث هاشمى از يك سو و نيز اظهارات قراخانلو رئيس بازمانده از يادگارى هاى سازمان تربيت بدنى دوره طلايى!! مشاركت يعنى كسى كه دستمزد غير مادى خود را از مهرعليزاده كه از بد حادثه او هم چون على آبادى از چهره هاى غريبه با ورزش و بى اطلاع از همه رشته هاى آن و قطعاً به لحاظ اتمام مشاغل و مسئوليت هاى نان و آبدار آن دوره قطعاً تربيت بدنى جوان خدمات و جايزه رياست او بر ستاد انتخاباتى رئيس جمهور منتخب در خراسان به او هديه شده بود با غريب بودن و ناتوانى در عرصه طرح ها و برنامه ها طراح جامع ورزش را با يك اشاره به رأى دهندگان در انتخابات هيأت رئيسه كميته ملى المپيك و موظف كردن آنان به ارائه آراء اجبارى به او بر اين منصب گماشت و چنين شد كه كفاشيان كارمند بانك مركزى هم چون روزگارى دويده بود دبير كميته ملى المپيك مى شود و ياران دبستانى و هميشه حاضر در ورزش كه فوق تخصص در هواشناسى و ارزيابى هر زمان خود داشته باز هم با گروه تازه وارد قطعاً براى ماندن خودشان را وارد خزانه دارى و سرپرستى تيم هاى اعزامى و عضويت در كميته هاى مختلف ساختند و آنها هم صاحب آراء از بالا فرمان داده شده، شدند و ماندند و چنين شد كه حلقه هاى المپيك كامل شد. قراخانلو، كفاشيان، سجادى، خسروى وفا، مهدى قدمى و... چند چهره ماندگار ديگر باز هم ماندگار شدند! تا باد چنين بادا! حالا محمود احمدى نژاد هم مجذوب نظرات و پيش بينى  هاى آنان شد و معاون او كه رئيس سازمان تربيت بدنى است به ملت بزرگ و ورزش دوست و حامى و پشتيبان ورزشكاران وعده چند مدال طلا و چند نقره و چند برنز و جا گرفتن در بالاى جدول را داد و دادند! اكنون در گرماگرم بزرگترين اتفاق ورزش جهان يعنى المپيك كشورهايى كه برنامه و سازه هاى ساختارى ورزش و ورزشكاران آنها با تفكرات صحيح و تكنولوژى مدرن ورزشى آميخته شده و گره خورده است و نشاط و نيرومندى و توانايى هاى فردى و اجتماعى ورزشكارانشان با آموزش هاى روز و بخش هاى فيزيولوژى و روان شناختى و جامعه شناسى ورزشى تلفيقى از قدرت، نيرو و عقلانيت ايجاد كرده مى آيند و مدال ها را درو مى كنند و آنان كه از مدال ها عقب مانده اند از مدل ها عقب نيستند. مدل ها يعنى اينكه قرار نيست همه شركت كننده ها مدال ببرند ولى قرار است مسابقات و رقابت ها آنقدر جدى و با نشاط باشد كه تفاوت ها آنچنان فاحش نباشد والا در هر مسابقه و هر رشته ۳ يا ۴ مدال بيشتر توزيع نمى شود ولى آنچه ميليون ها بشر، در سراسر جهان و ده ها هزار تماشاچى حاضر در استاديوم ها و سالن ها ديدند رقابت زيبا و تنگاتنگ ورزشكاران كشورها بود و بس! حالا براى اينكه اين مثال را خلاصه و نمونه عينى آن را ذكر و شكلى از اشكال غير متعارف حضور ورزشكاران بسيار خوبمان را كه حسب اظهارات اكثريتشان مظلوم واقع شده و آماده نبودند بيان كنيم به همه كارشناسان، قهرمانان، پيشكسوتان و ملت بزرگ خوبمان مى گوييم آهاى مردم عزيز و دوست داشتنى جايگاه كشتى ما در دنيا يك برنز و مقام يازدهمى است اگر در رشته هاى ديگر ما زنگ تفريح رقيبان نبوديم!! حالا روى سخن ما با آقاى رئيس جمهور عزيزمان است. آقاى احمدى نژاد! در جامعه جوان و مسلمان ما كه فرهنگ غنى اسلام و تشيع حاكم است و بارها و بارها امام راحل و رهبر معظم انقلاب اشاره به توانايى هاى اين ملت به ويژه جوانان آن در عرصه هاى علمى، فرهنگى و ورزشى اشاره كرده اند اگر نشاط، بهجت، شادى، انگيزه و هزاران آيتم لازم ديگر سارى و جارى بود و دولت شما دستاورد مهم سازندگى جسم و روح جوانان را در دستور كار خود قرار داده بود به دست آوردن چنين جايگاهى در المپيك كه در طول ۴۰ سال گذشته سابقه نداشته و آن هم با اين تعداد ورزشكار حاضر كه چند برابر ادوار گذشته هستند آيا در شأن و اندازه اين ملت است؟ اكنون ۵ حلقه المپيك را وسيله و هاله اى قرار داده ايم گرداگرد تعدادى از مسئولان ورزش در ۴ سال گذشته و سر فصل را با آنان آغاز كرده ايم قطعاً  خوانندگان عزيز تركيب اعضاى كميته ملى المپيك و رؤساى فدراسيون هاى حاضر در المپيك را مى شناسند و قضاوت ملت بزرگ ما قطعاً  بهترين داورى در خصوص نتايج نااميدكننده و بى سابقه المپيك است.
2 نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 3:47 AM  توسط ا ص ک  | 

على آبادى ناكامى كاروان ورزش ايران را توجيه كرد:اما نگفت كه در مديريت مشكل داريم
محمد على آبادى بالاخره مصاحبه كرد. او در توجيه عملكرد ضعيف كاروان ورزشى ايران در المپيك گفت: «ما تا به امروز ( صبح چهارشنبه) انتظار دريافت ۴ مدال را داشتيم كه البته فقط مراد محمدى برنز گرفت. يكى از مدال هايى كه انتظارش را داشتيم، مدال سوريان بود كه او پنجم شد. از احسان حدادى هم چنين انتظارى را داشتيم و البته از حسين رضازاده كه او نتوانست در مسابقات شركت كند.» رئيس سازمان در ادامه گفت:« ما در ساير رشته  ها و در مورد ساير نفرات اميد كمى به دريافت مدال برنز داشتيم كه البته اينگونه نشد. البته ما ركوردهاى خودمان را مى دانيم و از امكانات حريفان هم خبر داريم! به طور مثال امكانات چين را ببينيد. اين طبيعى است كه آنها تا اين حد موفق باشند و ما نبايد خودمان را گول بزنيم. ضمن اينكه ما در چند رشته فقط قصد كسب تجربه در المپيك را داشتيم!»
چند نكته
۱- اگر مسئولان تا اينجاى كار فقط انتظار ۳ ، ۴ مدال را داشته اند بايد گفت سطح توقعات آنها بسيار بسيار پايين است و اين دليل نمى شود كه مردم هم مثل آنها فكر كنند. ما حداقل تا به امروز مى توانستيم ۵ ، ۶ مدال بگيريم اما خب نگرفتيم.
۲- على  آبادى مى گويد حريفان امكانات دارند ولى مگر ما نداشتيم! مگر ما كم  هزينه كرديم؟ اگر قرار باشد هميشه امكانات رقبا را بهانه كنيم كه اصلاً نبايد به المپيك برويم چون احتمالاً  تا قيام قيامت امكانات چين از ما بهتر است!
۳- رئيس سازمان هدف برخى از رشته ها از حضور در المپيك را كسب تجربه مى داند! سؤال اينجاست كه آيا ميدان ديگرى براى كسب تجربه وجود نداشت و آيا المپيك جاى اين حرف هاست؟ به راستى آيا افكار عمومى چنين توجيهى را از على آبادى مى پذيرد؟
۴- على آبادى چين را مثال  مى زند و امكانات كشورهاى مدعى را به رخ مى كشد.
با اين فرضيه اولاً ما هميشه بايد در جا بزنيم و در ثانى همواره مى توان ناكامى  ها را توجيه كرد اما از او مى پرسيم كه چرا ايران را با ايران مقايسه نمى كنيد؟ چرا عملكرد كاروان اعزامى به پكن را با عملكرد ورزشكاران ايرانى در المپيك آتن (۲۰۰۴) مقايسه نمى كنيد. آيا در مقام مقايسه نبايد قبول كرد كه به قول يكى از اعضاى فراكسيون ورزش مجلس، ورزش ما پسرفت داشته است و آيا على آبادى  اين واقعيت آشكار و ملموس را مى پذيرد؟
•••
سكوت مسئولان ورزش و پاسخگو نبودن آنها يك ايراد بزرگ است اما ايراد بزرگتر آن است كه يك مسئول، ناكامى ها و كم كارى ها را توجيه كند. على آبادى در مصاحبه اى كه داشت همه چيز را توجيه كرد اما يك كلمه نگفت كه ما در مديريت، كوچينگ و ... ضعف داشته ايم او احتمالاً نيازى هم نديده از مردم عذرخواهى كند و البته طى روزهاى گذشته معاونان سازمان هم همين رويه را در پيش گرفته اند! باور كنيد. وقتى بعد از كسب مدال برنز مراد محمدى تصوير كيومرث هاشمى در حالى كه از خوشحالى بالا و پايين مى پريد را ديديم يك لحظه احساس كرديم كه سطح آرزوهايمان در ورزش خيلى پايين آمده و حتى نسبت به ۴ سال قبل خود هم پسرفت داشته ايم. ما در آتن ۲ مدال طلا، ۲ نقره و ۲ برنز كسب كرديم اما حالا با يك برنز غرق در شادى مى شويم و نهايتاً به ۳ مدال بسنده خواهيم كرد. نكته ديگر اينكه اين روزها شاهد واكنش ۲ ، ۳ نفر از اعضاى فراكسيون ورزشى مجلس نسبت به ناكامى هاى كاروان ورزشى ايران در المپيك هستيم با كمال احترام به اين عزيزان بايد گفت احضار مسئولان به مجلس و تشكيل كميته بررسى علل شكست هم دردى را دوا نمى  كند. مشكلات ورزش ما عميق تر از اين حرف  هاست و مادامى  كه «نگاه» و «تفكر» مسئولان عوض نشود پيشرفتى حاصل نخواهد شد.
2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 9:11 PM  توسط ا ص ک  | 

چه مى كنند اين مسئولان ورزش ايران!
وقتى رئيس از شكست ها به نيكى ياد مى كند
بوى حسرت، بوى شكست
۱- بوى حسرت سرتاپاى ورزشمان را فراگرفته. حال نزارى دارد ورزش ما در المپيك. تا پيش از آنكه در بين سوپراستارهاى ورزش جهان قرار بگيريم و با آنها سرشاخ شويم، آقا بالاسرهاى ورزش ما صحبت از ۱۰ مدال و اندى مى كردند و با حرف هايشان، انگارى كه روى ابرها قدم مى زدند… انگار كه در اين دنيا نبودند. آقايان، حريفان را به هيچ مى انگاشتند و فكر مى كردند كه فقط خودمانيم و خودمان. حريفان آن قدر ذليل و حقير بودند كه حتى به نگاه سردمداران ورزش ما هم نمى آمدند اما روز واقعه كه رسيد، آشفته شديم. آشفته تر جوانانى بودند كه زيربار سنگين شكست ها، كمرهايشان خم و خم تر مى شد وبه شكستگى مى گراييد. ورزشكاران ما مى شكستند تا مسئولان ورزش ما بدانند آنچه فكر مى كردند، آينه اى تمام قد از تفكرات غلط آنها بوده كه به آشفتگى ما انجاميده. آرزوهاى ما و جوانان ورزش ما را گرد و غبار زمان پوشاند تا واژه آه و حسرت جايگزينش شود. اوضاع آن قدر خراب است كه نگو و نپرس. قلم هرچه اهتمام مى كند و هرچه مى كوشد، نمى تواند از پس عمق فاجعه بربيايد. از بس فرياد كشيده، گلويش خراش برداشته؛ به قول عليرضا حيدرى كه مى گفت: «ورزشكار بايد در المپيك آن قدر بجنگد كه تمام بدنش خراش بردارد.» انگار اگر اين قلم ما در المپيك حاضر مى شد، از آقا بالاسرها و سردمداران ورزش ما مثمرثمرتر بود.
۲- قبل از المپيك، خروجى مطبوعات و ساير رسانه ها، پر بود از خرده فرمايشات آقايان كه در المپيك، چنين مى كنيم و چنان. وعده هاى مدال هاى رنگى در برترين نمايشگاه ورزش جهان، نهال آرزو را بر سينه ورزشكاران ما مى كاشت اما بعد از المپيك، قصه دگرگون شد. قصه غصه ورزش ما كه بيش از نيم قرن است به شكلى يكسان روايت مى شد و هر ساله به حضيض نزديك تر. سهم ما از ورزش المپيك، در ساليان متمادى، فقط ضعف و انحطاط بوده. انحطاطى كه حالا به اوج رسيده. جان ما هم بر لب رسيده اما در عجبيم كه رئيس ورزش چرا اين گونه و اين چنين حرف مى زند. على آبادى درباره نتايج كاروان اعزامى به المپيك مى گويد: «كاروان ايران در المپيك ناكام نبوده است.» اين جملات را كه با چشم مى بينيم و با گوش مى شنويم، آتش مى گيريم. يا للعجب؛ مگر مى شود كه نفر اول ورزش ايران، از افتضاحى آن گونه، اين گونه سخن سرايى كند! بايد براى نتايج المپيك پكن، مديحه سرايى كرد! بايد نشست و زارزار گريه كرد كه مديران ورزش ما در ساليان متمادى چه بر سر ورزش ما آورده اند كه در عظيم ترين مسابقات جهانى اين گونه وامى مانيم؛ درمانده و مسخ شده. آرزوهايمان مثل حباب مى تركد و قطرات اشك هم نمى تواند شعله خاموش دلمان را روشن كند. دلمان براى ورزش مى سوزد. ورزشى كه به جاى قد كشيدن به فكر احتضار است.
۳- مقصر اول ناكامى هاى ورزش در قسمتى ديگر از مصاحبه گوهربارش! با «ايسنا»- كه پر است از درفشانى- مى گويد: «كميته ملى المپيك ۲۰ ميليارد تومان و سازمان تربيت بدنى نيز مبلغى بيش از اين رقم را براى آماده سازى و اعزام ۵۵ ورزشكار هزينه كرده. البته هزينه اعزام مبلغ ناچيزى بوده است. » آنچه على آبادى مى گويد با آنچه كه عيان است و در پكن، گوش به گوش در بين خبرنگاران ايرانى مى چرخد، فاصله اى بعيد دارد. خبرنگاران حاضر در چين، برآورد كرده اند كه هزينه آماده سازى و اعزام ورزشكاران ايرانى به المپيك خيلى بيشتر از ۱۰۰ ميليارد تومان است. البته سازمان بازرسى كشور، قطعاً بهتر مى داند كه حساب دخل و خرج كميته المپيك و سازمان تربيت بدنى براى پرورش ورزشكاران حاضر در المپيك چقدر بوده است. ليكن سؤال ما اين است: آقاى على آبادى! اصلاً ما مى گوييم، حق به جانب شماست. آيا بيش از ۴۰ ميليارد هزينه شده تا- بدينجا كه به اختتاميه نزديك است- فقط يك مدال كم ارزش برنز نصيبمان شود؟ اگر فرمايشات رئيس، صحيح و بى ايراد و كم عيب و نقص بود، حالا بايد در چين، بارها و بارها پرچم مقدس كشورمان به اهتزاز درمى آمد و سرود ملى كشورمان طنين انداز مى شد. آيا غير از اين است؟ بهتر بود شمايى كه از ابتداى المپيك تا به حال، حرفى نزده بوديد، اين چند روز را هم روزه سكوت مى گرفتيد تا قلب هايمان بيش از اين آزرده نشود. آقاى على آبادى! آنچه شما از پيشانى ما روايت كرده ايد با واقعيت فرسنگ ها فاصله دارد؛ و اين بسان همان خبطى است كه در ورزش انجام داده ايد.
۴- على آبادى در قسمتى ديگر از صحبت هايش گفته: «در بدمينتون و تنيس روى ميز، ورزشكاران نمايش خوب از خود نشان دادند و مى توانيم به كسب مدال در اين رشته ها در بازى هاى آسيايى ۲۰۱۰ گوانجو اميدوار باشيم!» اول اجازه بدهيد تا نمايش خوب از نظر رئيس را برايتان تعريف كنيم .محرابى در بدمينتون در اولين مسابقه مقابل حريف آسياى شرقى حذف شد و افشين نوروزى در تنيس روى ميز نيز در اولين پيكارش ۴ بر ۲ مغلوب حريف ايتاليايى شد تا عيار خوب و بد از نظر على آبادى برايمان مشخص گردد. شايد على آبادى مى خواسته از شناگر ايرانى- كه در مسابقات شركت نكرد- هم تشكر كند (!) اما برخى مسائل مانع اين موضوع شده است. در ثانى بايد براى على آبادى توضيح بدهيم كه مدال گوانجو، دردى از دردهاى ورزش ما را التيام نمى بخشد. ما بايد شايستگى جوانانمان را در ماراتن المپيك فرياد بزنيم و به گوش دنيا برسانيم، نه در گوانجو. البته وقتى شعاى ديد آقايان محدود است و به زور تا نوك بينى شان مى  رسد، حتماً مدال گوانجو براى آنها به اندازه مدال المپيك مى ارزد كه اگر اين گونه باشد، بايد ورزش ايران را دراز به دراز خواباند، انگشت اشاره را رويش گذاشت و شروع كرد به خواندن «الفاتحه».
۵- شايد تغييرات گسترده در سازمان ورزش و كميته المپيك، على آبادى را صرافت انداخت تا پرده سكوت را پاره كند و به دفاع از عملكرد ورزش در المپيك بپردازد. اوضاع اما آشفته تر از آن است كه رئيس ورزش با مصاحبه هاى اين چنينى- كه نتايج المپيك را بيش از پيش زيرعلامت سؤال مى برد- خودش را از مهلكه نجات دهند. مجلسيان به دنبال استيضاح رئيس ورزش هستند وشمارش معكوس براى بركنارى آغاز شده است.
۶- شكست، شكست و شكست تنها دستاورد ما از المپيك بوده است. اين شكست ها و اين باخت ها، حوصله عموم مردم را از بين برده و روحيه شكست پذيرى را به جامعه تسرى داده است. فكرى بايد كرد و چاره اى بايد انديشيد. ما كه براى باختن به دنيا نيامده ايم. ما هم مى توانيم برنده باشيم.ما هم مى توانيم مدال طلا را بر گردن ورزشكارانمان ببينيم اما يكى بايد آن بالا باشد كه اين «بايد»ها را به منصه ظهور برساند. كسى كه از شكست ها و فاجعه ها به نيكى ياد مى كند، به درد ورزش ما نمى خورد. غير از اين است؟
بركنارى ام شايعه است
على آبادى: كاروان ايران در المپيك ناكام نبوده است !
محمد على آبادى ، رئيس سازمان تربيت بدنى گفت: كاروان ايران در بازى هاى المپيك پكن ناكام نبوده است! وى در ادامه درباره  نتايج كاروان اعزامى ايران به المپيك اظهار كرد: واقعيت اين است كه در ايران ظرف و مظروف برابر هم نيستند و دراين ميان انبوه جمعيت با ميزان نياز ورزشى كه داريم سازگار نيست و حضور در ۳رشته  مدال آور در المپيك حاشيه  امنيت ندارد. على آبادى با بيان اين كه اگر قرار است در المپيك موفق شويم بايد از محدوديت نيروهاى انسانى خارج شويم، ادامه داد: ما در ۳ زمينه  توسعه زير ساخت،  توسعه منابع انسانى و توسعه منابع مالى مشغول فعاليت هستيم. قطعاً توجه داريد كه تلاش ۳ ساله نمى تواند ورزش را به يكباره متحول كند. در زمينه  توسعه زير ساخت و نيروى انسانى رشد كرديم. در اين دوره از بازيهاى المپيك در ۱۴ رشته  ورزشى حاضر شديم كه اين آمار براى حضور گسترده در المپيك لندن به ۲۰ رشته  ورزشى خواهد رسيد. معاون رئيس جمهور با اشاره به اينكه احتمال آسيب ديدگى در بازيكن حرفه اى وجود دارد، تصريح كرد: در طول تاريخ المپيك تنها در ۳ رشته مدال آور بوده ايم و ورزشكاران المپيكى اين رشته ها بايد از تمام توان خود استفاده كنند، بنابراين هر لحظه احتمال آسيب ديدگى و خارج شدن از رده براى آنها وجود دارد ، بنابراين بايد به فكر جايگزين مناسب براى آنها باشيم. رئيس سازمان تربيت بدنى با بيان اينكه از «سوريان» و «حدادى» انتظار مدال داشتيم، متذكر شد: در اين دوره تصور مى كرديم سوريان عنوان قهرمانى وزن خود را كسب كند و احسان حدادى نيز در مكان سوم رشته  خود بايستد. در جودو به كسب مدال نزديك بوديم ودر بدمينتون و تنيس روى ميز نيز ورزشكاران نمايش خوبى از خود نشان دادند و مى توانيم به كسب مدال در اين رشته ها در بازيهاى آسيايى ۲۰۱۰ گوانگجو اميدوار باشيم. على آبادى درباره  هزينه هاى كاروان اعزامى ايران به المپيك پكن خاطرنشان كرد: كميته  ملى المپيك ۲۰ ميليارد تومان و سازمان تربيت بدنى نيز مبلغى بيش از اين رقم را براى آماده سازى و اعزام ۵۵ ورزشكار هزينه كرده است البته هزينه  اعزام مبلغ ناچيزى بود. وى در ادامه در پاسخ به پرسش خبرنگاران كه پرسيد يعنى مبلغى در حدود ۳۰ ميليارد تومان؟ گفت: بله، شايد بيشتر. وى درباره  دلايل ناكامى كاروان اعزامى ايران به المپيك گفت: ناكامى ، نه. ناكامى صورت نگرفته است! على آبادى درباره  احتمال تغيير مديريت سازمان تربيت بدنى اظهار كرد: اين مسئله هم شايعه اى بيش نيست. رئيس سازمان تربيت بدنى در خاتمه گفت: پس از بازگشت كاروان ايران از المپيك عملكرد تيمهاى اعزامى توسط كارشناسان ارزيابى خواهد شد.
طنز ورزشى
راپورت هاى المپيكى
اين دونده قشنگ!
احسان مهاجر شجاعى در ماده دوى ۸۰۰ متر بين ۸ نفر هشتم شد. با اجازه شما خوانندگان عزيز قصد داريم به نيابت از مسئولان محترم ورزشى ايران كه اين روزها با پول بيت المال در پكن قدم مى زنند و خون دل مى خورند دلايل افتخارات اخير اين ورزشكار را توجيه كنم. پس مثل هميشه همراه باشيد؛
۱- مسئولان المپيك گفتند در ماده ۸۰۰ متر فقط به يك نفر طلا مى دهيم. بنابراين دليلى نداشت وى زور زيادى بزند.
۲- بر فرض كه در گروه مقدماتى اول مى شد آيا مى توانست در دور نهايى اول شود؟ پس همان بهتر كه در مقدماتى ضمن باخت تجربه كسب مى كرد!
۳- در مسير دونده ايران برخلاف دونده هاى ديگر مانع هاى زيادى را چيده بودند. يعنى ورزشكار ما در حالى شانه به شانه دونده هاى ديگر كشورها مى دويد كه مسير و ماده تعيين شده براى او دوى ۸۰۰ متر با مانع بود!
۴- ديگر اينكه اصلاً  قرار نبود احسان در دوى ۸۰۰ متر شركت كند بلكه قرار بود در كنار استخر با شناگران ۸۰۰ متر قورباغه مسابقه دهد. او بدود و آنان شنا كنند به همين خاطر ما به كسب حداقل يك برنز در «رشته دوى ۸۰۰ متر بغل استخر» تا حدودى اميدوار بوديم.
۵- همه باختند ما هم باختيم!
هورا! برنز گرفتيم
سيد مراد محمدى برنز گرفت! لابد از خود مى پرسيد اين خبر كه ديروز چاپ شده بود پس چرا دوباره نوشته ايد؟ پاسخ: محض يادآورى بود تا زياد غصه نخوريد.
آزادكاران اميدوار هم تجربه كسب كردند
دلمان به كشتى گيران آزادكار خوش بود كه اين دلاوران هم حذف شدند! ميثم مصطفى جوكار و مهدى تقوى حتى اجازه ندادند كار به مبارزه در گروه بازنده ها بكشد و خيلى زود خيال همه را راحت كردند. فقط نمى  دانم يزدانى خرم قرار است ناكامى ورزشكاران مربوطه را به چه شكلى توجيه كند؟
چون رؤساى قبلى به حد كافى از كسب تجربه صحبت كردند. نكته: همه تجربه كسب مى كنند تا به المپيك بيايند و افتخار بيافرينند. عزيزان باهوش ما هم به المپيك مى روند تا تجربه كسب كنند اما نمى دانيم قرار است در كدام آوردگاه بين المللى با تكيه بر اين تجربيات افتخار آفرينى كنيم؟ پاسخ: المپيك بعدى به شرطى كه كسب تجربه مجدد از سوى مسئولان ورزش در دستور ورزشكاران قرار نگيرد. المپيك بعدى هم نشد المپيك هاى بعدتر!
تكواندوكاران يتيم!
صبح ديروز مسئولان ورزشى كه شم بالايى دارند و بوى مدال را از فاصله دور تشخيص مى دهند در رقابت هاى همزمان تكواندو و كشتى در ۲ سالن مجزا ترجيح دادند به محل برگزارى مسابقات كشتى آزاد بروند. چرا كه به خيال خام خود فكر مى كردند كشتى گيران ايران مى توانند مدال كسب كنند. اين گونه بود كه هيچ مسئولى به تكواندوكاران دلگرمى نداد!
هادى ساعى هم حذف شد!
يادتان هست كه صبح مسابقه مرادمحمدى نوشتم «مراد محمدى حذف شد». بعد هم ديديد كه اين ورزشكار مدال برنز كسب كرد. به همين خاطر هادى ساعى را هم حذف شده معرفى مى كنم تا بلكه او نيز همچون مراد، مدال بگيرد البته از نوع طلايش. نكته: مسئولان ورزشى آن همه ادعا كردند يكى از آنها درست در نيامد. اما من يك ادعا كردم درست درنيامد. اما ارزش خلاف ادعاى من كجا وخلاف ادعاى مسئولان كجا؟
مدويد به دنبال هموطنان تختى
الكساندر مدويد، افتخار كشتى شوروى سابق و هم دوره مرحوم غلامرضا تختى در سالن كشتى دنبال كشتى گيران ايران مى گشت تا بلكه تجديد خاطره اى كرده و مثل هميشه علاقه قلبى خود را به پهلوان نامى ايران ابراز كرده باشد. مدويد در المپيك ۲۰۰۸ پكن به عنوان سرمربى تيم كشتى  آزاد بلاروس شركت كرده است. نكته: شنيديم بعد از حذف كشتى گيران ايرانى، مدويد از عملى نكردن تصميم خود منصرف شده است!
يك با تجربه با موهاى سفيد!
سايتيف در حالى قهرمان دسته ۷۴ كيلويى كشتى شد كه موهاى سفيدش جلب توجه مى كرد. گفته مى شد او در المپيك هاى قبلى مثل ورزشكاران فعلى ايران كلى تجربه كسب كرده كه حالا توانسته طلا بگيرد. البته هيچ يك از مسئولان ورزشى توضيح ندادند كه چرا تجربيات قبلى سايتيف روس توأم با كسب مدال طلا بوده است؟
غلبه يك افغانى بر يك آلمانى
كشتى نيكپا از افغانستان با حريف آلمانى در حالى تماشا مى كردم كه نيكپا ۳ بر صفر عقب بود اما او به يك باره و به واسطه حمايت همه جانبه تماشاگران حاضر در سالن توانست ۴ بر ۳ برنده شود! نكته: اگر به جاى آن همه مسئول، ارزيابان بى شمار، همراهان ...و... ۱۰۰ هوادار پرانرژى به پكن اعزام مى كرديم باور كنيد تا پايان روز دوازدهم مى توانستيم حداقل ۴ الى ۵ مدال دركشتى فرنگى، كشتى آزاد و حتى بوكس كسب كنيم. البته باز بخت با كاروان ورزشى ايران يار بود كه ديگر آقايان به خاطر شرم حضورى كه داشتند به همراه ديگر مسئولان، ارزيابان، همراهان و ... راهى پكن نشدند. و الاهمان يك برنز مراد محمدى را هم كسب نمى كرديم!
يك رضازاده به جاى همه!
روزنامه هاى چاپ پكن فرداى روز برگزارى رقابت هاى دسته فوق سنگين وزنه بردارى از جذابيت پايين اين دوره از مسابقات ياد كردند و نوشتند: غيبت حسين رضازاده باعث شد تا يكى از معتبرترين رقابت هاى المپيك كه در ۲ دوره اخير همه دنيا را مجذوب خود مى كرد، در فضايى  آرام و بدون حساسيت برگزار شود. راستى! اگر همين يك حسين ايران را به المپيك مى فرستاديم و به بهانه بيمارى و... ايرانى جماعت را از اين مهم محروم نمى كرديم واقعاً چه اتفاقى مى افتاد؟ طبق شنيده ها رضازاده اى كه تا چند روز مانده به المپيك وزنه هايى نزديك به ركورد خود را مى زد چه شد كه به يك باره ...؟ پس چرا اين همه ورزشكار كه هيچ مدالى كسب نكردند و باعث شدند تا مسئولان ورزشى روى اعصاب ما راه بروند مريض نشدند و حتى يك عطسه نكردند!
سر مربى تيم ملى بليت نداشت!
صبح ديروز در حالى كه ۲ نماينده كشتى آزاد ايران همزمان روى ۲ تشك مبارزه مى كردند خبرى از محسن فره وشى نبود. در اين زمينه كاشف به عمل آمد كه سر مربى تيم ملى به خاطر نبود بليت نتوانسته وارد سالن مسابقات شود! البته مقصر چينى ها بودند كه فكر مى كردند محسن فره وشى هم مثل ديگر مربيان، مسئولان و برخى ورزشكاران ايرانى فقط براى تماشا به المپيك اعزام شده اند. اين گونه بود كه در ورودى سالن به او گفته بودند اگر مثل مسئولان ورزشى كشور خود مى خواهى فقط براى تماشا به اينجا بيايى بايدبليت تهيه كنى!
سرمربى سجاد مرادى بعد از المپيك مى آيد!
سجاد مرادى روز گذشته موفق شد در ماده دوى ۸۰۰ متر به مرحله دوم رقابت هاى المپيك پكن راه يابد كه در نوع خود يك موفقيت بزرگ محسوب مى شود. بعد از اين مهم، مصاحبه اى با مرادى شد كه حرف هاى او ذهنمان را برآشفت. مرادى گفت: مسئولان فدراسيون دو و ميدانى به علت كمبود وقت جهت آماده سازى براى حضور در المپيك به من گفتند كه خودت تمرينات آماده سازى را دنبال كن، بعد از المپيك برايت يك سرمربى خارجى مى آوريم!بنده خدا سجاد با هيجان خاصى افزود: سرمربى آينده من از مراكش است و او همان كسى است كه مربى «حسام الغروش» معروف بود.



2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 8:49 PM  توسط ا ص ک  | 

اميدواريم اتفاق افتاده باشد
نفوذ در پشت پرده فوتبال آسيا به خاطر لابى با رئيس!
076245.jpg
بن همام به ايران آمد. رئيس كنفدراسيون فوتبال آسيا چند روز پيش به ايران آمد تا در مراسم اهداى جام قهرمانى بازى  هاى غرب آسيا به تيم ملى شركت كند. شايد اين مورد در ظاهر خبرى عادى باشد اما به نظر شما بن همام هرچند وقت يك بار به تهران مى آيد؟ اصلاً او طبق برنامه چند بار مى تواند در طول دوران فعاليت خود به عنوان رئيس كنفدراسيون فوتبال آسيا به ايران سر بزند؟ از اين حضور بن همام چه سودى برديم؟ او آمد كه فقط جام بدهد و برود؟ از وى چه انتظاراتى داشتيم؟ طرف مقابل از ما چه خواسته هايى داشت؟ با هم در ذيل به اين موارد به نوعى پاسخ مى دهيم؛
علت واقعى حضور در ايران
بن همام فقط به تهران نيامده بود كه با حضور در ورزشگاه محل برگزارى ال جى  كاپ ( غرب آسيا) در مراسم قهرمانى تيم ايران شركت كند. او در واقع آمده بود تا با مسئولان ورزشى كشور بخصوص فدراسيون فوتبال اتمام حجت كند. اتمام حجت از بابت اصلاح ساختار كاملاً  غلط ليگ به اصطلاح حرفه اى ايران. او به ما گوشزد كرد صدا و سيما از قِبَل پخش زنده رقابت هاى فوتبال در ايران پول خوبى به جيب مى زنند و اين در حالى است كه شبكه هاى تلويزيونى عربستان، امارات و غيره براى پخش مسابقاتى در اين سطح ده ها ميليون دلار به باشگاه  ها پرداخت مى  كنند. او گوشزد كرد اگر نتوانيم اين مورد را برطرف كنيم به طور حتم در ليگ قهرمانان آسيا جايگاهى نخواهيم داشت.
بن همام در طبقه همكف!
بن همام به عنوان رئيس كنفدراسيون فوتبال آسيا با توپ پر به ايران آمده بود اما به خاطر نگاه هميشه توأم با تحسين خود به فوتبال ما نتوانست تهديداتش را «نزديك به مرحله اجرا» عنوان كند. او تهديد كرد اما هرگز قاطعانه و قلدرمأبانه با فوتبال ايران سخن نگفت. بن همام كه دوران نوجوانى وى به طور حتم با يكه تازى فوتبال ايران در آسيا توأم بوده، در ذهن خود اطلاعاتى را از فوتبال ما بايگانى كرده كه او را وامى دارد به ديده تحسين به اين فوتبال بنگرد. بنابراين انتقادات وى از يك سو و آرشيو ذهنى اش از سوى ديگر باعث مى شود او به فوتبال ايران نه از بالا به پايين نگاه كند و نه از پايين به بالا. به قولى او در طبقه همكف با سردمداران فوتبال ايران تعامل كرد و هرگز مقابل آنان احساس ضعف يا قدرت خاصى نكرد اما اين نوع ديد هم در صورت استمرار وضعيت فعلى فوتبال كشور به طور حتم تغيير خواهد كرد و شايد او يك روز بر سر فوتبال ايران خراب شود و اين يك روز چندان هم دور نيست.
موضع رئيس در قبال قدرت هاى آسيا
به نظر شما بن همام در قبال قدرت هاى فوتبال آسيا چه مواضعى را اتخاذ مى  كند؟ با هم اين موارد را مرور مى كنيم؛
۱- عربستان؛ بن همام به فوتبال اين كشور يك ايراد اساسى وارد مى كند و آن عبارت است از ممنوع بودن صدور بازيكن به كشورهاى ديگر. فدراسيون عربستان هرچند به باشگاه هاى زيرمجموعه خود اجازه جذب بازيكنان خارجى را مى دهد اما به آنان اين حق را نمى دهد كه بتوانند در اروپا و حتى آسيا، لژيونر داشته باشند. با اين حال رئيس تهديدى را متوجه فوتبال عربستان نمى كند.
۲- امارات؛ دبير كل كمبود تماشاگر را در بازى هاى باشگاهى اين كشور يك نمره منفى تلقى مى كند. با اين وجود تهديدى را متوجه فوتبال امارات نمى كند.
۳- ژاپن؛ بن همام وقتى پايش به سرزمين آفتاب تابان مى رسد، چاره اى ندارد جز تمجيد. او ژاپن را از پيش قراولان فوتبال آسيا مى داند كه از هر نظر از فوتبال ايران، امارات و حتى عربستان پيشى گرفته است؛ هواداران پرشمار، حق پخش تلويزيونى باشگاه  هاى ثروتمند، بازيكنان مستعد، رد و بدل كردن بازيكن با دنياى خارج و ...
۴- كره جنوبى؛ هرآنچه درباره ژاپن نوشته ايم مى توان در مورد اين كشور تكرار كرد با اين تفاوت كه بن همام، كره جنوبى را اعتبار فوتبال قاره در جام هاى جهانى نيز معرفى مى كند.
۵- چين؛ شايد گنجاندن چين در قالب قدرت هاى شماره يك آسيا درست نباشد، با اين حال امكانات بالا، حركت به سوى تحقق حق پخش تلويزيونى، تماشاگران قابل توجه و ... باعث شده بن همام چين را هم به ديده تحسين بنگرد. با اين حال او به چينى  ها هرگز نگفته كه مى توانند از اعتبار فوتبال آسيا دفاع كنند بلكه از آنان به عنوان كسانى ياد كرده كه مى توانند خود را تا سطح اول فوتبال قاره بالا بكشند.
لابى با رئيس
اميدواريم طى مدتى كه رئيس كنفدراسيون در ايران بود، مسئولان فوتبال ايران قفط هاج و واج به او نگاه نكرده باشند. اميدواريم با وى لابى كرده باشند. به او مشكلات داورى در سطح آسيا را يادآور شده باشند. به او گفته باشند كه فوتبال ايران در تعاملات بين المللى نياز به حمايت كنفدراسيون دارد. به او گفته باشند كه فقط سخت  گرفتن به فوتبال ايران چاره ساز نيست. اميدواريم در لابى با او توانسته باشند در پشت پرده فوتبال آسيا براى خود اهرم هايى را دست و پا كنند تا از پيش باخته نباشيم. به هر حال حضور مجدد بن همام در ايران در آينده اى نامعلوم خواهد بود كه شايد بعد از جام  جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى و جام ملت  هاى دوره آتى آسيا باشد. مطمئن باشيد طى حداقل ۵ ، ۶ سال آينده هرگز مسابقاتى را در اين سطوح نخواهيم داشت و ناكامى در اين ۲ آوردگاه مى تواند باعث كسر اعتبار فوتبال ايران شود.
طنز ورزشى
سخنگوى هيأت مديره استقلال از آخرين رازهاى اين تيم خبر مى دهد!
076242.jpg
برعكس فتح الله زاده كه تو هيأت مديره است على فتح الله زاده مديرعامل و عضو هيأت مديره استقلال به عنوان سخنگوى هيأت مديره اين باشگاه نيز انتخاب شده است. اين مصاحبه را بخوانيد تا متوجه شويد چگونه مى شود يك مديرعامل با خودش دچار اختلاف شود. البته در اينجا منظور از خودش مى تواند هم سخنگو باشد و هم يك عضو هيأت مديره.
• براى شروع به عنوان سخنگوى استقلال بگوييد چرا هيچ خبرى از هيأت مديره در مطبوعات نيست؟
- ما هر چه مى كشيم از مديرعامل است. تا مى آييم حرف بزنيم اين آقاى مديرعامل دستش را مى گذارد جلوى دهن  ما و ميگه هيس!
• چرا؟
- چون در هيأت مديره بيشتر از نكات منفى مديرعامل صحبت مى شود.
• خود شما چطور؟
- راستش را بخواهيد گاهى آنچنان تحت تأثير واقعيات قرار مى گيرم كه خودم هم عليه مديرعامل حرف مى زنم.
• محض يادآورى مى گوييم كه شما خودتان مديرعامل استقلال هستيد؟
- مديرعامل هستم كه هستم. اصلاً دلم  خواست باشم.مگه شما مشكل داريد؟
• نه اما اين مديرعاملى كه اين طورى ازش انتقاد مى كنى خود شما هستيد.
-مگه من كى هستم. من هيچى نيستم. از اولش هم هيچى نبودم. اصلاً الان من كى هستم.
• سخنگو!
- خب پس چه مشكلى هست اگه عليه مديرعامل حرف بزنم؟! چاپلوسى كنم بگم آدم خوبيه خيالتون راحت ميشه؟
• حالا به عنوان مديرعامل نظرتان در مورد سخنگو چيست؟
- آدم خوبى است، رازدار است و البته به كسى نگوييد به او اولتيماتوم داده ايم اگر مى خواهد در جلسات هيأت مديره راهش بدهيم بايد كر و لال باشد و اين خبرنگارها را بپيچاند.
• آقاى فتح الله زاده! سخنگوى استقلال هم خودتان هستيدها؟
- اى بابا، شما مگر با من به عنوان فتح الله زاده صحبت مى كنيد. من نيم ساعت سخنگو بودم. مديرعامل هستم، در باشگاه مدير هستم، در خيابان حاج آقا و در منزل هم «فَتل جان .»
• آيا اين احتمال هست كه شما به عنوان مديرعامل استقلال با سخنگو و عضو هيأت مديره استقلال به نام على فتح الله زاده مشكل پيدا كنيد؟
- بله آقا، اصلاً ما ۳ تا الان با هم قهريم و كارى به كار هم نداريم چون اون فتح الله زاده كه تو هيأت مديره است مى ترسه كه اون فتح الله زاده كه سخنگوى باشگاه است برود به روزنامه ها بگويد كه هيأت مديره از اون فتح الله زاده اى كه مديرعامل هست رضايت ندارد.
• براى حل اين مشكل چكار مى كنيد؟
- هيچى چشم يكى از اين فتح الله زاده ها رو توى جلسه هيأت مديره مى گيريم و گوشش رو هم پنبه مى گذاريم تا نه چيزى ببيند و نه بشنود، اينجورى ديگر همه چيز حله.
• يعنى فتح الله زاده اى كه عضو هيأت مديره هست از اينكه تو جلسه باشه و نه ببينه و نه بشنوه مشكل نداره؟
- والا مشكل كه داره اما چون از اون فتح الله زاده سخنگو مى ترسه اعتراضى نمى كنه، اينجورى واسه اون طفلى فتح الله زاده مديرعامله هم بهتره.
• حالا اگر اختلاف بالا گرفت چى؟
- هيچى فتح الله زاده كه تو هيأت مديره است خواستار بركنارى سخنگو ميشه بعد اون فتح الله زاده كه مديرعامله به نشانه اعتراض از اون فتح الله زاده كه عضو هيأت مديره  هست مى خواهد كه با هم كناره گيرى كنند و همه اينجورى راحت بشن.
• تا حالا مشكلى با هم پيدا نكرديد؟
- آقا يك شب ما در خانه بوديم تلفن زنگ خورد، ديديم اين فتح الله زاده سخنگو است داره گريه مى كنه و ميگه حاجى تو رو به خدا من حرفى عليه شما نزدم يعنى زدم اما از دهنم پريد.
• اونوقت شما چكار كرديد؟
- هيچى اول به عنوان عضو هيأت مديره، سخنگو را تنبيه كردم و گفتم دفعه آخرت باشه عليه مديرعامل حرف مى زنى، بعد هم زنگ زدم به مديرعامل، اول اشغال بود آخه داشتم خونه خودم رو مى گرفتم بعد زنگ زدم روى گوشى  مديرعامل و گفتم چرا اينقدر بد كار مى كنى كه اين فتح الله زاده سخنگوهه ازت هر خبرى ميده شر ميشه.
• بعد چى شد ؟
- هيچى فتح الله زاده كه مديرعامل بود از خجالت رفت مرخصى بعد اون فتح الله زاده سخنگوهه عذاب وجدان گرفت و استعفا داد.
• راستى به عنوان سخنگو مى توانيد بگوييد شما چطور از هم تشكر مى كنيد؟
- هيچى فتح الله زاده كه تو هيأت مديره است فتح الله زاده مديرعامله و سخنگوهه رو به شام دعوت مى كنه بعد ۳ نفرى همديگر رو بغل مى كنن و براى اينكه باشگاه دچار مشكل مالى نشه بدون كادو هر ۳ تايى همديگر رو ماچ مى كنن.
• آخه مگه ميشه؟
- بله. فتح الله زاده كه عضو هيأت مديره است ميگه ماچ و من كه مثلاً مديرعاملم صورتم را تو فضا مى چرخونم و بعد اون كه سخنگوهه اين كار رو تكرار مى كنه و بعد فتح الله زاده كه عضو هيأت مديره است دستهاشو باز مى كنه و بعد به نشانه اينكه اون ۲ نفر تو بغلشن دستهاشو به حالت نيمه بسته تا چند ثانيه نگه مى داره و سرشو به نشانه ماچ كردن به چپ و راست مى بره.
همه چيز عليه استقلال و پرسپوليس
اين داورى هاى ضعيف!
076239.jpg
هشتمين دوره ليگ برتر را با اين اميد آغاز كرديم كه اشتباهات هميشگى داورى - حداقل آن اشتباهاتى كه به علت نا آماده بودن داوران در بازى ها رخ مى دهد - از فوتبال كشور رخت بربسته باشد اما نه تنها اين طور نشد بلكه در اين ۳ هفته اى كه از ليگ گذشته به عينه شاهد اشتباهات فاحشى بوديم كه از سوى قاضيان ميدان فوتبال سرزده است.
***
بازى ملوان بندرانزلى مقابل راه آهن اولين ديدارى بود كه پايانش با حرف و حديث در خصوص قضاوت همراه بود. خداداد عزيزى سرمربى پيام مشهد نيز در مصاحبه اى با انتقاد از كميته داوران گفت:«  مگر ما موش آزمايشگاهى هستيم كه بايد داوران جوان و بى تجربه برايمان قضاوت كنند؟!» البته اين پايان كار نبود چراكه داوران در هفته دوم نيز نتوانستند چنگى به دل بزنند و باعث به وجود آمدن شايعات شدند از جمله ديدار پيكان و ذوب آهن كه هر ۲ طرف به قضاوت بازى اعتراض داشتند!
***
اما هفته سوم ليگ چهره ديگرى داشت چراكه توقف پرسپوليس در بندرانزلى و استقلال در ورزشگاه آزادى را بايد به حساب اشتباهات داورى گذاشت. «محسن قهرمانى» داور جوان و با تجربه كشورمان يك بار ديگر از آن تصميمات عجيب و غريبش را در بازى ملوان و پرسپوليس گرفت و با اعلام يك پنالتى صددرصد مشكوك، سرخپوشان را از رسيدن به ۳ امتياز محروم كرد. البته قريب به اتفاق كارشناسان داورى كشورمان به همراه پيشكسوتان اين رشته تصميم قهرمانى را اشتباه محض ناميدند و نا آمادگى وى را دليل اين اشتباه دانستند. هرچند قصدمان كوبيدن قهرمانى نيست زيرا معتقديم او در جريان بازى كمترين اشتباهات و نقص را داشت اما به او خرده مى گيريم زيرا يك سوت مشكوك زد و نتيجه بازى را عوض كرد. انگار قهرمانى هنوز با مشكل اضافه وزن و به تبع آن دور بودن از صحنه ها مواجه است.
***
از سوى ديگر استقلال در تهران قرار بود از سپاهان اصفهان ميزبانى كند. يك بازى سراسر درگيرانه كه «محسن تركى» جوان قضاوت آن را به عهده داشت. ديدار نزديك ۲ تيم بخصوص در نيمه دوم كار داورى را مشكل كرده بود و تركى مجبور بود براى ديدن كليه صحنه ها بيش از حد بدود. شايد همين امر تسلط او را براى مديريت بر بازى گرفته بود و درصد اشتباهاتش در مقاطعى از بازى را افزايش مى داد وگرنه بدون شك خطاى هادى عقيلى در محوطه جريمه بر روى على عليزاده را سوت مى زد و به نفع آبى پوشان نقطه پنالتى را نشان مى داد اما تركى خطاى آشكار عقيلى را ديد و بى تفاوت از كنار اين حركت گذشت تا امير قلعه نويى در بدترين شرايط امتياز از دست بدهد و استقلال در روزى كه شايسته پيروزى بود، از خواسته اش دور بماند.
***
اين هفته هر اتفاقى كه رخ داد به ضرر استقلال و پرسپوليس بود و در اولين نگاه مى توان دليل ناكامى آنها را بى دقتى داوران دانست. در روزنامه ابرار ورزشى همواره سعى داشته ايم بر مظلوميت داوران تأكيد كنيم و حمايت از اين قشر زحمتكش را يك هدف براى خود بدانيم اما بى شك به دليل اتفاقات هفته سوم حق را به سرمربيان ۲ تيم قرمز و آبى پايتخت مى دهيم كه از عملكرد داوران بازى هايشان انتقاد كنند. امير قلعه نويى و افشين قطبى در حال حاضر تحت فشار هواداران باشگاه خود قرار دارند و اگر بنا باشد به همين سادگى امتيازاتشان فنا شود، قطعاً موقعيتشان به خطر خواهد افتاد. پس بهتر است كميته داوران به جاى اينكه با هر مصاحبه خود و با بيان حرف هايى چند پهلو قصد كوبيدن منتقدان داورى را داشته باشد، وقت خود را به آموزش بيشتر داوران اختصاص دهد تا در آينده چنين اشتباهاتى را شاهد نباشيم. ليگ ايران فقط ۳ هفته خود را پشت سر گذاشته و هنوز ۳۱ هفته ديگر تا پايان باقى مانده است. و البته به دليل تعطيلى هاى احتمالى بسيارى كه در اين ميان وجود دارد، وقت مناسبى در اختيار داوران قرار مى گيرد تا با تمرينات بيشتر و مطالعات گسترده تر، هم آمادگى بدنى شان را به حد مطلوب قضاوت در ليگ برتر برسانند و هم اشتباهات فنى خود را به حداقل كاهش دهند تا ديگر شاهد از دست رفتن ۳ امتيازهاى تيم هاى ليگ برترى به علت نقصان داورى نباشيم.

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 12:7 PM  توسط ا ص ک  | 

به ما لبخند زد، راست در چشمانمان نگاه كرد و ...
بن همام به ما «دروغ» گفت
گزارش كنفرانس مطبوعاتى «محمد بن همام» رئيس قطرى كنفدراسيون فوتبال آسيا را ديروز خوانديد. متأسفانه حرف هاى بى سرو ته مرد قطرى در فضايى ايجاد شد كه خبرنگاران نتوانستند بدون محدوديت و با آزادى كامل پاسخ «توهمات» مرد قطرى را بدهند. هرچه باشد فوتبال ما تازه از تعليق درآمده و اصلاً نمى خواهيم سؤالات ما دليلى باشد براى سر لج آمدن مجدد ديكتاتور فوتبال آسيا. بن همام حتى همان چرب زبانى يا روابط عمومى پيتر ولاپان را هم نداشت كه حداقل حرمت نان و نمك خورده را در «كلام» رعايت مى كرد. مرد قطرى شنبه صبح به چشمان ما خبرنگاران زل زد و خيلى راحت حرف هاى بى سرو تهى زد كه هر ۱۰ دقيقه يك بار يك تناقض در آن آشكار مى شد.
***
وقتى «محمد بن همام» به كفاشيان اشاره كرد و گفت رئيس فعلى فدراسيون فوتبال با روشى دموكراتيك انتخاب شده، خنديديم. شايد در كشور قطر كه سالى به دوازده ماه خبرى از «انتخابات» نيست حضور كفاشيان يك حضور دموكراتيك وار تلقى شود اما اينجا ايران است و هيچ وقت سابقه نداشته براى انتخاب يك پست تنها ۲ نفر «بتوانند» كانديدا شوند كه يكى از اين ۲ نفر هم شب قبل از انتخابات به نفع آن يكى كنار بكشد! ما به اين انتخابات نمى گوييم دموكراتيك!
***
اشاره سياستمدارانه بن همام به جلسه اش با على آبادى مشخص كرد كه چرا چهره مسئولان ايرانى حاضر در كنفرانس تا آن اندازه گرفته است و آنها تا آن اندازه بى حال و بى رمق هستند كه نمى توانند با خبرنگاران همكلام شوند!
هرچند بن همام در اشاره كوتاهش فقط به بيان رسمى يك تعارف پرداخت اما همه فهميدند كه مرد قطرى،رئيس سازمان تربيت بدنى را تا چه اندازه از دخالت در حوزه فوتبال «نهى» كرده. وقتى حتى على كفاشيان هم كه كلاً زندگى از منظر او يك شوخى بامزه است اخم مى كند و از اول تا آخر كنفرانس ما را نگاه مى كند و آرزو مى كند كه يكى از ما از خودشان باجربزه تر باشد و مرد قطرى را سرجايش بنشاند، تا ته قضيه را خودتان بخوانيد!
***
قيمت ۲۵ ميليون دلارى (تقريباً ۲۵ ميليارد تومان) پيشنهادى جناب بن همام براى حق پخش تلويزيونى را بايد يك «سنگ بزرگ» ناميد كه پيش پاى ۴ سهميه اى شدن فوتبال ايران در كنفدراسيون گذاشته. در كشورى كه پرداخت حق پخش در تاريخش سابقه نداشته، نمى توانيد انتظار داشته باشيد يكباره از روز اول چنين رقم گزافى پرداخت شود، ضمن آنكه ما مجبور نيستيم و نبايد هم باشيم كه با امارات و عربستان رقابت كنيم. اين قيمت كلان را گذاشته اند كه ما در آسيا نباشيم؟
***
اين ما و اين هم كنفدراسيون فوتبال آسيا. سرمان را كج كنيم، مجيز آقايان را بگوييم كه چَك ۲۵ ميليون دلارى حق پخش را بكوبند درگوش مسئولان فوتبالمان. همه اين شوكران زهر و تلخ هم قبول. گواراى وجود ما. حالا كنفدراسيون فوتبال آسيا حاضر است وقتى به دلايل سياسى با ما بازى نمى كنند حق ما را بگيرد؟ پاسخ مرد قطرى به سؤالى در مورد دلايل سياسى لغو مسابقات اين است. «معلوم نيست بازى هاى شما را به دلايل سياسى لغو كرده باشند.» يك دقيقه بعد خودش اعتراف مى كند بازى با مصر به دلايل سياسى لغو شده. «بازى شما با مصر به دلايل سياسى لغو شد.» بن همام چند ثانيه بعد ضد حال مى زند. «البته به خاطر همان مستند تلويزيونى شما بود.» به عبارت ساده تر تقصير خودتان است! ايراد ندارد كه عالم و آدم عليه شما برنامه پخش مى كنند اما همين كه شما يك مستند ۴۰ دقيقه اى پخش كرده ايد يعنى اينكه همه دنيا حق دارند عليه شما شمشير بكشند. تكه آخر صحبت او بامزه تر بود. او كه خود قبول كرده بود بازى ما با مصر به دلايل سياسى لغو شده، گفت:« حالا اگر بعداً يك بازى شما به دلايل سياسى لغو شد خبرمان كنيد تا بررسى كنيم!» هنر مى كنيد آقاى بن همام كه بررسى مى كنيد. ناخن دست چپتان يك وقت نشكند!
***
در مورد لژيونرها سؤال شد. بن همام به صراحت اعلام كرد دليل اعطا نكردن جايزه مرد سال به بازيكنان آسيايى شاغل خارج از قاره اين است كه آقايان نمى توانند در آن موقع در مراسم شركت كنند.از او پرسيديم چرا زمان مراسم را عوض نمى كنيد؟چرا با بازيكنان هماهنگ نمى كنيد؟ بن همام اما پاسخى نداد. خيلى كه موى دماغش شديم رفت سراغ ديكتاتوربازى. «ما براى خودمان اصولى داريم و از اين اصول پايين نمى آييم!» به عبارت حكيمانه تر «بگذاريد كاسبى مان را بكنيم. شما چكاره هستيد كه دخل ما را به هم مى ريزيد؟»
***
بن همام تا توانست به ما دروغ گفت و ما هم مثل پسرهاى خوب اين دروغ ها را با آب پرتقالى كه به ما دادند پايين فرستاديم. البته دروغ هاى او از حد استاندارد فراتر بود چون ناچار شدند آخر مراسم در سالن چاى گرم توزيع كنند كه بتوانيم به مدد آن، دروغ هايى را كه وسط گلويمان گير كرده بود، پايين بفرستيم.
                          <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<هومن جعفری>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 6:50 PM  توسط ا ص ک  | 

يك لحظه نام داور را فراموش كردم!
پژمان نورى: من مقصرم
پرسپوليس در حالى مقابل ملوان در انزلى به تساوى ۲ بر ۲ رضايت داد كه اگر قدر موقعيت هاى خود را بيشتر مى دانست و پژمان نورى آنقدر راحت به حريف پنالتى نمى داد، نتيجه مى توانست چيز ديگرى باشد. حالا شايد هواداران پرسپوليس حق داشته باشند يك بار ديگر مثل بازى ۲ فصل پيش پرسپوليس و سپاهان از نورى دلگير باشند. با هم حرف هاى هافبك شمالى سرخپوشان را مرور مى كنيم:
• ۲ امتياز حساس در انزلى از دست داديد. دليلش چه بود؟
- ما براى برد به انزلى رفته بوديم كه متأسفانه اين اتفاق رخ نداد. من فكر مى كنم غير از اشتباه داور در اعلام ضربه پنالتى، قدر موقعيت هاى خود را ندانستيم و ۲ ، ۳ توپ هم با بدشانسى به تيرك دروازه برخورد كرد. در كل نتيجه مى توانست چيز ديگرى باشد.
• همبازيانت معتقدند بايد با اختلاف، ملوان را شكست مى داديد. واقعاً اين طور بود؟
- نه، من اصلاً چنين نظرى ندارم. ملوان مقابل ما خيلى خوب و دونده ظاهر شد و برترى ما آنقدر نبود كه بتوانيم حريف خود را با اختلاف ببريم. ملوان به خاطر ۲ شكستى كه در ۲ هفته اول ليگ كسب كرده بود، با انگيزه مضاعف و براى جبران به ميدان آمده بود. آنها تلاش خود را براى پيروزى انجام دادند و نبايد از بازى خوبشان به سادگى گذشت.
• اينكه مى گويند ملوان با اين تيم در ليگ برتر نمى ماند را مى پذيرى؟
- به هيچ وجه. ملوان تيم جوان و كم تجربه اى دارد اما آنها آنقدر شايستگى دارند كه در فصل جارى جايگاه خوبى براى خود در جدول رقابت ها دست وپا كنند. از همه مهمتر اين تيم هواداران متعصب و يك مربى خوب مثل محمد احمدزاده دارد.
• در مورد صحنه پنالتى كه اتفاق افتاد صحبت كن.
- نمى دانم چه اتفاقى افتاد كه داور اعلام پنالتى كرد. من فقط يك برخورد كوچك با بازيكن ملوان داشتم و كوچكترين خطايى مرتكب نشدم. فكر مى كنم داور بازى دنبال اين بود كه من با بازيكن حريف در محوطه جريمه برخورد داشته باشم تا سريع اعلام ضربه پنالتى كند.
• مشابه اين اتفاق قبلاً هم در ديدار پرسپوليس و سپاهان در جام حذفى رخ داده بود. فكر نمى كنى اشتباه كردى؟
- براى همين است كه مى گويم داور دنبال اين بود كه من با بازيكن حريف در داخل محوطه جريمه برخورد داشته باشم. در بازى با سپاهان هم با آن سوت اشتباهى كه داور زد كمر تيم ما را شكست. باور كنيد قهرمانى در هر ۲ صحنه به اشتباه سوت زد. من آنقدر با تجربه هستم كه در محوطه بى دليل خطا نكنم.
• پس به هيچ عنوان خودت را مقصر نمى دانى؟
- نه من مقصرم. به اين دليل كه يك لحظه نام داور را فراموش كرده بودم چون از اول دنبال اين بودم در محوطه جريمه خودمان نه تنها برخوردى با بازيكن حريف نداشته باشم بلكه اصلاً در آن منطقه آفتابى نشوم كه متأسفانه يك لحظه همه چيز را فراموش كردم و آن اتفاق رخ داد. بالاخره اين هم از بدشانسى من است. اميدوارم هواداران از من دلخور نباشند.
• فكر مى كنى چرا محسن قهرمانى اينقدر راحت خطاهاى تو را پنالتى مى گيرد؟
- نمى دانم. او زيادى به حركات من در زمين و بخصوص در محوطه جريمه خودمان حساس است. البته همان طور كه گفتم متوجه اين قضيه بودم و خيلى هم احتياط كردم اما همه چيز در يك لحظه اتفاق افتاد.
• قول مى دهى ديگر پنالتى ندهى؟
- اگر قرار است به شما قول بدهم، باشد حتماً اين قول را مى دهم.
• به نظرت پرسپوليس با اين تساوى روند بردهايش قطع شد؟
- شما اين تساوى را به حساب بدشانسى بگذاريد. ما براى اين فصل طورى برنامه ريزى كرده ايم كه باخت و تساوى در كارمان نباشد. قصدمان اين است كه با امتيازاتى كه در نيم فصل اول كسب مى كنيم اختلاف خود را با ديگر تيم ها زياد كرده و خيلى زودتر از فصل پيش قهرمانى را جشن بگيريم.
• از پست هافبك چپ كه رضايت دارى؟
- بله. همين كه با محوطه جريمه خودمان فاصله دارم خيلى خوب است!
• پس ديگر به دفاع چپ بر نمى گردى؟
- خدا را شكر تيم آنقدر دفاع دارد كه ديگر نيازى نيست من در پست دفاع چپ
بازى كنم.
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 6:46 PM  توسط ا ص ک  | 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:10 AM  توسط ا ص ک  | 

گرچه جناب آقاى كيومرث هاشمى- كه نامش ما را ياد تعليق و روزهاى نابسامان فوتبالمان مى اندازد- نتايج به دست آمده توسط تيم ها و ورزشكاران ايرانى در المپيك ۲۰۰۸ را «طبيعى» و قابل پيش بينى توصيف مى كند اما اين نوع اظهارنظرها و انكار وخامت اوضاع نيز سبب نمى شود افتضاح آزاردهنده موجود پشت چيزى پنهان گردد و افراد از كنار آن به سادگى عبور كنند. در كمال تأسف وقتى روزنامه هاى ورزشى را ورق مى زنى، به ستون هاى طنزى برمى خورى كه «تلخى» آن بدجورى توى ذوق مى زند و صداى فرياد انتقادى مردم با بالاترين شدت ممكن از آن به گوش مى رسد اما آقايان يا دم برنمى آورند يا وقتى مى آورند هم به گونه اى است كه از صد بد وبيراه و ناسزا گفتن توهين آميزتر است. معاون سازمان مى گويد برخى تيم ها و نفرات ما سابقه حضور در تورنمنت هاى بين المللى معتبر را ندارند و از توانايى لازم براى كسب مدال بى بهره اند، اين يعنى ملت عزيز ايران بايد بدانند كه كاروان ورزشى كشورمان براى سياحت به شرق دور سفر كرده و خيلى بى انصافى است كه از مسافران اين كاروان انتظار حصول افتخار را داشت و اين يعنى بى تقصير بودن مديران فعلى سازمان و حضور قبلى ها به خاطر فراهم نكردن بسترى مناسب براى پيشرفت تيم هاى مختلف و منتفع گرديدن على آبادى و اطرافيانش در چنين روزهايى. هموطنان گرامى! توجه داشته باشيد كه حرف هاى جناب هاشمى فقط و فقط يك معنا دارد و آن اين است كه آنها تقصيرى ندارند، مشكل از قبل هاست و نمى شود طى حدود ۳ سال كار خاصى براى ورزش كشور انجام داد كه البته تا حدودى درست هم جلوه مى كند اما وقتى اين را مى گذاريم كنار به خود باليدن مديران سازمان و مشعوف شدن آنها پس از افتتاح ساختمان ها و فضاهاى ورزشى در نقاط مختلف كشور، هضم موضوع برايمان دشوار مى شود، آن هم به اين خاطر كه چرا افتخار «افتتاح» پروژه هاى آغاز به كار كرده و از سال هاى قبل مال على آبادى و معاونانش مى باشد اما «افتضاح» ورزشكاران اعزامى به چين به ديگران تعلق دارد و طبيعى است؟! چند ماهى است كه رئيس محترم سازمان، قيچى به دست به اين ور آن ور سفر مى كنند تا روبان هاى رنگى مراسم افتتاح واحدهاى ورزشى را با لب هايى مملو از خنده پاره كنند و هر زمان هم كه انتقادى به آنان وارد مى شود، بلافاصله موردى كه ذكر گشت همچون پتك سنگينى بر سرمان جلوس مى كند كه وقتى اين همه ساخت و ساز را مى بينيد، حق نداريد از واقعيات تلخ و تكان دهنده موجود سخن بگوييد و به كسى خرده بگيريد. آقايان فقط انتظار تشويق و تحسين را دارند، آن هم به سبب انجام كارهايى كه سهم عمده اى در آن ندارند و با تكرار چند باره واژه «افتتاح» همه را به عقب نشينى وادار مى كنند و در حالى كه حقيقت آن است كه در بازى هاى المپيك عيان شده و «افتضاحى» است كه به بار آمده، آن هم در دوره حضور و فعاليت همين آقايان در سازمان ورزش كشور. خيلى جالب اما در عين حال تأسف بار مى باشد اينكه با رويه اى كه على آبادى و معاونانش در پيش گرفته اند، همان طور كه امروز اين افتضاح متوجه ديگران است و اندك افتخارات برجاى مانده از ادوار گذشته مال آنها، احتمالاً وقتى در المپيك ۲۰۱۲ يا ۲۰۱۶- شايد هم چند دوره بعدتر- مدالى توسط كاروان ورزشى ايران به دست آمد، اين افراد مصاحبه خواهند كرد و آن را به اقدامات عاجل امروز خود نسبت خواهند داد اما خدمت جناب «رئيس» و معاونان محترمش عرض مى كنيم اگر افتخار اين «افتتاح»ها به شما تعلق دارد، سرافكندگى و شرمندگى «افتضاح»هاى كنونى نيز متعلق به شماست، بيراه كه نمى گوييم؟ پس فعلاً اين به آن در آقاى على آبادى! گرچه اصلاً اين ۲ مورد با يكديگر قابل قياس نيستند اما از آنجا كه كسى نمى تواند از سازمان تربيت بدنى طلبكار شود، همين كه آقايان را متوجه اين مهم كنيم كه ناكامى هاى خفت بار روزهاى اخير، تمام به اصطلاح افتخارات و توفيقات به دست آمده را خنثى كرده، باز كار بسيار مهمى انجام داده ايم. آخر جناب آقاى على آبادى باختن و برخوردارى از بيلان منفى را باور ندارند، پس بازهم شكر كه توانسته ايم به او بقبولانيم ديگر موردى براى فخر فروختن وجود ندارد و منتقدان و سازمان با هم به نتيجه مساوى رسيده اند...

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 2:23 AM  توسط ا ص ک  | 

پگاه ۱ - استقلال صفر
دروازه پگاه ،ديوار داشت
075378.jpg
گل : آدريانو آلوز دقيقه ۷۵ براى پگاه گيلان
داور: رحيم رحيمى مقدم
كمك ها: اسماعيل صفيرى و سعيد على نژاديان
اخطار: اميرحسين يوسفى (پگاه گيلان) و على عليزاده (استقلال)
تماشاگر: حدود ۲۰ هزار نفر
ورزشگاه: سردار جنگل
پگاه گيلان
على نظرمحمدى (۱۹)، رضا نيك نظر (۱۶)، محمدرضا مهدوى (۱۷)، محمد مختارى (۱۵)، جو ويليام (۱۵)، مهدى نورى (۱۴)، على عشورى زاد (۱۴)، سيامك فراهانى (۱۲)، اميرحسين يوسفى (۱۷)، افشين چاووشى (۱۵) از دقيقه ۶۸ بهنام افشه (۱۰) و آدريانو آلوز (۱۷)
سرمربى:بيژن ذوالفقارنسب (۱۹)
استقلال تهران
اشكان نامدارى (۱۴)، ابراهيم تقى پور (۱۴)، پيروز قربانى (۱۳)، بيژن كوشكى (۱۰) از دقيقه ۷۷ عليرضا عباسفرد، مهدى اميرآبادى (۱۴)، خسرو حيدرى (۱۳)، پژمان منتظرى (۱۳)، مجتبى جبارى (۱۶)، على عليزاده (۱۵)، آرش برهانى (۱۰) از دقيقه ۴۶ ميثم منيعى (۱۳) و سياوش اكبر پور (۱۴)
سرمربى: امير قلعه نويى (۱۴)
شرح گل 
اميرحسين يوسفى در زمين استقلال صاحب توپ شد و با ديدى خوب آن را به جناح راست فرستاد. محمدرضا مهدوى بعد از دريافت اين توپ آن را به روى نقطه پنالتى و براى آدريانو فرستاد. آلوز هم با ضربه  سرى فنى، توپ را از بالاى سر اشكان نامدارى به درون دروازه استقلال فرستاد و تيم ميزبان را يك بر صفر پيش انداخت.
لحظات حساس
دقيقه :۲۸ يك توپ به پشت دفاع پگاه گيلان ارسال شد و ابراهيم تقى پور با يك ضربه محكم و روپا، توپ را به تير افقى دروازه تيم ميزبان كوبيد.
دقيقه :۳۰ توپ كاشته اى از فاصله ۲۵ مترى با شليك وحشتناك سياوش اكبر پور مى رفت تا دروازه پگاه را در هم بكوبد كه نظرمحمدى با پروازى ديدنى، مانع اين كار شد.
دقيقه :۴۲ روى پرتاب بلند توپ توسط عليزاده از جناح چپ، پيروز قربانى به هوا بلند شد و با ضربه اى خطرناك دروازه پگاه را تهديد كرد.
دقيقه :۵۱ سياوش اكبرپور تحت فشار مدافعان پگاه با يك شليك ناگهانى، نظرمحمدى را به زحمت انداخت.
دقيقه :۶۲ مجتبى جبارى پا به توپ در زمين پگاه به حركت درآمد و از فاصله ۲۵ مترى با شليكى سنگين، دروازه پگاه را بدجورى تهديد كرد. نظرمحمدى اين توپ را به كرنر فرستاد.
دقيقه :۶۴ رضا نيك نظر توپ كاشته را از فاصله ۳۵ مترى به سمت دروازه استقلال شليك كرد. ضربه او به قدرى محكم و دقيق بود كه براى لحظه اى نفس را در سينه هواداران آبى حبس كرد.
دقيقه :۸۳ روى اشتباه سيامك فراهانى نزديك بود توپ بعد از برخورد به زمين وارد دروازه پگاه شود كه نظرمحمدى با تيزچنگى آن را به كرنر فرستاد.
دقيقه :۸۴ پيروز قربانى توپ خود را به شكلى زيبا وارد دروازه پگاه كرد اما كمك داور دوم با اعلام آفسايد، اين گل را مردود اعلام نمود.
دقيقه :۸۸ در شلوغى محوطه جريمه پگاه توپ از جناح چپ به تير ۲ فرستاده شد و عليزاده با ضربه سرى خطرناك، نظرمحمدى را به واكنشى ديدنى واداشت. اين بهترين فرصت براى آبى پوشان بود كه ثمرى نداشت.
شرح بازى
استقلال در حالى در هفته دوم به مصاف پگاه ميزبان رفت كه ۳ تن از بازيكنان اصلى خود يعنى اميدرضا روانخواه (مصدوم)، حسين كاظمى و وحيد طالب لو (ملى پوشان) را در اختيار نداشت. غيبت همين ۳ نفر تا حدودى روى تركيب اصلى آبى پوشان تاثير منفى گذاشته بود. استقلال آن صلابتى كه در بازى با ابومسلم از خود به نمايش گذاشته بود نتوانست در اين مسابقه تكرار كند. پگاه هم با هدايت ذوالفقارنسب فوتبال قابل قبولى به نمايش گذاشت اما نتوانست در نيمه اول در حد يك ميزبان قدرتمند ظاهر شود.با شروع نيمه دوم هر ۲ تيم دست به حملات خطرناكى زدند و فوتبال زيبايى را به نمايش گذاشتند. در اين ميان سهم استقلال از صحنه هاى خطرناك بيشتر از پگاه گيلان بود. اين شرايط ادامه داشت تا دقيقه ۷۵ كه پگاه گيلان روى يك حركت شبه ضد حمله توانست دروازه استقلال را بگشايد. بعد از اين اتفاق استقلالى ها يكپارچه حمله كردند اما نتوانستند در نهايت حريف دروازه بان پگاه شوند. اين چنين بود كه امير قلعه نويى در دومين حضور پى در پى خود در رشت نيز بازنده ميدان لقب گرفت.
در حاشيه ديدار پگاه- استقلال
پرواز ساعت ۱۷ و۴۵ دقيقه
بازيكنان و مربيان استقلال طبق قرار قبلى ساعت ۱۶ در فرودگاه مهرآباد حاضر شدند تا با پرواز ۱۷ و۴۵ دقيقه به رشت اعزام شوند. تعداد آنان، ۳۹ نفر بود و به عبارتى ديگر ۲۰ بازيكن به اضافه ۱۹ همراه!
ليدرها را نبردند
بنا به تصميم امير قلعه نويى ليدرهاى استقلال با كاروان اين تيم به رشت نرفتند. آنان كه تعدادشان به ۲۰ نفر مى رسيد با استفاده از اتوبوس و خودروى شخصى عازم سفر شدند. همگى آنان از تصميم سرمربى دلخور و حتى عصبانى بودند. ليدرها قصد دارند بازى استقلال با سپاهان را تحريم كنند تا حساب كار دست قلعه نويى بيايد.
هواپيماى استقلال و تكان هاى شديد
هواپيماى حامل كاروان استقلال ساعت ۱۸ و۳۰ دقيقه جمعه و بعد از تحمل تكان هايى شديد در فرودگاه رشت به زمين نشست. خلبان اين پرواز در طول مسير مدام به مسافران خود قوت قلب مى داد.آبى پوشان به محض حضور در سالن فرودگاه رشت با ازدحام هواداران مواجه شدند به همين خاطر از درى مخفى، فرودگاه را به مقصد هتل كادوس ترك كردند. جالب اينكه ازدحام هواداران در هتل يادشده نيز چشمگير بود.
تمرين در محوطه هتل كادوس
ساعت ۱۱ و۳۰ دقيقه صبح شنبه آبى پوشان در محوطه هتل كادوس رشت به گرم كردن بدن هاى خود و انجام تمرينات سبك و شادى بخش پرداختند.
حركت به سمت ورزشگاه
اتوبوس استقلال ساعت ۱۵ و۳۰ دقيقه و با اسكورت اتومبيل هاى بى شمارى كه به هواداران اين تيم تعلق داشت رهسپار ورزشگاه سردار جنگل شد.
فحاشى به قلعه نويى
نكته تعجب برانگيز در زمان ورود كاروان استقلال به ورزشگاه سردار جنگل، فحاشى بى سابقه تعداد زيادى از تماشاگران به امير قلعه نويى، سرمربى آبى پوشان بود.
درگيرى هواداران
هواداران استقلالى حاضر در ورزشگاه سردار جنگل در حمايت از قلعه نويى با آن دسته از تماشاگرانى كه عليه سرمربى ياد شده فحاشى مى كردند درگيرى لفظى پيدا كردند.
تشويق تقى پور
ابراهيم تقى پور، مدافع فصل قبل پگاه به محض ورود به زمين مسابقه آن هم با پيراهن استقلال مورد تشويق هواداران گيلانى قرار گرفت. وى هم با رفتن به سمت آنان از تماشاگران مذكور تشكر كرد.
نامدارى زودتر از همه آمد
اشكان نامدارى، زودتر از همه بازيكنان وارد زمين چمن شد تا همگان بدانند غيبت وحيد طالب لو در اين ميدان يك واقعيت انكارناپذير است.
استقلال با ۳ مهاجم
زمانى كه آبى پوشان در ميدان براى گرم كردن حضور يافتند متوجه شديم امير قلعه نويى قصد دارد با ۳ مهاجم به سمت دروازه پگاه حمله كند: آرش برهانى، على عليزاده و سياوش اكبرپور.
درگير لفظى ۲ بازيكن
در دقيقه ،۲۲ سياوش اكبرپور با محمدرضا مهدوى، كاپيتان پگاه براى لحظاتى به جر و بحث پرداخت. درگيرى لفظى طرفين با دخالت داور هم پايان نيافت.
احترام به بزرگ تر
بر خلاف رسم موجود كه سرمربى تيم ميزبان به سمت سرمربى تيم ميهمان مى رود، قلعه نويى در ورزشگاه سردارجنگل رشت به سمت نيمكت پگاه رفت و با بيژن ذوالفقارنسب ديده بوسى كرد. سرمربى پگاه هم در پاسخ به اين احترام، امير را تا نزديكى نيمكت استقلال همراهى نمود.
استقلال بدون اسپانسر
استقلال در هفته دوم نيز بدون اسپانسر به ميدان رفت تا همچون پرسپوليس درآمدى از اين بابت نصيبش نشود.
شكورى و عباسفرد
هادى شكورى و عليرضا عباسفرد به سمت نيمكت پگاه رفتند و با ذوالفقارنشب ديده بوسى كردند.
اعتراض قلعه نويى به داور
در دقيقه ۵۵ امير قلعه نويى به تصميم داور به خاطر خطا اعلام كردن حركت مهدى اميرآبادى به شدت اعتراض كرد.
خط خورده هاى استقلال
هاشم بيك زاده و احمد خذيراوى ۲ آبى پوشى بودند كه در رشت از ليست استقلال خط خوردند.
تكرار تاريخ
بافت استقلال در اين ميدان يادآور ۲ اتفاق تكرارى بود: ۱- دومين شكست قلعه نويى طى ۲ حضور متوالى در رشت (با احتساب بازى رفت جام  حذفى فصل قبل) ۲- استقلال در بازى دوم در ليگ برتر فصل قبل نيز به نماينده گيلان (آن دفعه به ملوان) باخته بود.
دسته گل تقى پور براى ذوالفقار نسب
ابراهيم تقى پور مدافع فصل گذشته پگاه گيلان قبل از شروع بازى به سمت نيمكت اين تيم رفت و از بيژن ذوالفقارنسب سرمربى اين تيم براى حضور در ميدان رخصت طلبيد.
آتش سوزى در رختكن استقلال
قبل از شروع بازى كنار رختكن استقلال آتش سوزى پيش آمد كه با دخالت مأموران آتش نشانى قضيه ختم به خير شد.
درگيرى كمك مربى پگاه با عكاس ها
در اواسط نيمه اول رسول حق دوست كمك مربى پگاه با ۳ عكاس كنار زمين درگيرى پيدا كرد كه با دخالت ناظر بازى طرفين كوتاه آمدند.
نارضايتى خبرنگاران از امكانات
خبرنگاران حاضر در ورزشگاه سردار جنگل از نبود امكاناتى همچون فاكس و دستگاه تلفن ناراضى بودند و به نشانه اعتراض بين تماشاگران نشستند.
در حاشيه ديدار پرسپوليس- پاس همدان
فدراسيون به مسئولان پرسپوليس بليت نداد
نماينده باشگاه پرسپوليس روز گذشته به فدراسيون فوتبال رفته بود تا بليت هاى جايگاه ويژه را براى مسئولان اين تيم بگيرد كه با پاسخ «نه» مواجه شد. به او گفتند چون اين مسابقه بدون تماشاگر برگزار مى شود قرار نيست به كسى بليتى داده شود. ديگر اينكه مسئولان باشگاه يادشده هم اجازه ندارند وارد ورزشگاه شوند.
بازوبند مشكى!
پرسپوليسى ها قصد داشتند به خاطر مخالفت هاى پى درپى فدراسيون با درخواست هاى آنان با بازوبند مشكى وارد زمين شوند تا به اين شكل اعتراض خود را به گوش مسئولان ورزش ايران برسانند. ۲ مورد اخيرى كه باعث تيرگى روابط طرفين شده به شرح ذيل است: ۱- پاسخ منفى فدراسيون به درخواست پرسپوليس براى لغو محروميت تماشاگران اين تيم ۲- پاسخ منفى دايى براى آزاد كردن ملى پوشان پرسپوليس براى حضور در ليگ. البته پرسپوليسى ها در آخرين دقايق از تصميم خود مبنى بر استفاده از بازوبند مشكى صرف نظر كردند.
لغو برنامه تقدير
مسئولان باشگاه پرسپوليس به خاطر حضور نيافتن هواداران در بازى ديروز، تصميم خود مبنى بر تقدير از ۲ پيشكسوت به نام هاى عباس كارگر و عليرضا عزيزى را عملى نكردند.
ورود ۱۵ پرسپوليسى
حدود ۳۰ نفر شامل مسئولان، بازيكنان ذخيره و… كه عضو باشگاه پرسپوليس بودند قصد ورود به ورزشگاه را داشتند كه با سختگيرى مسئولان حراست فقط ۱۵ تن از آنان وارد آزادى شدند.
نواصرزاده در ورزشگاه!
عباس نواصرزاده از جمله تماشاگران ويژه اين مسابقه بود. حضور سرپرست فولاد در جايگاه ويژه در نوع خود جالب بود.
10 هوادار اخراج شدند
۱۰ هوادار پرسپوليس كه معلوم نبود به چه شكلى وارد ورزشگاه شده بودند طى تعقيب و گريزى كه با عوامل حراست داشتند از آزادى اخراج شدند.
گل براى پاسى ها
افشين قطبى و ديگر اعضاى فنى اين تيم براى تك تك اعضاى فنى پاس دسته گل بردند.
شاگردان بگوويچ
سيدمحمد علوى و عليرضا حقيقى كه به ترتيب در تيم هاى پاس و اميد ايران شاگرد وينكو به شمار مى رفتند قبل از شروع بازى به ديدار وى رفتند.
اشاره قطبى به سكوهاى خالى
افشين قطبى به محض ديدن عكاسان رو به آنان گفت كه نگاه كردن به اين سكوهاى خالى عذاب آور است.
اسكوربورد خاموش
اسكوربورد ورزشگاه خاموش بود و از پخش صحنه هاى حساس مسابقه خبرى نبود.
پشيمانى وينكو
وينكو بگوويچ در دقيقه ۱۰ احمدزاده را براى گرم كردن بلند كرد تا او را به جاى ابوالحسنى حبه ميدان بفرستد. اما وقتى اين بازيكن يك پاس گل عالى داد بگوويچ از عملى كردن تصميم خود صرف نظر كرد.
گفت وگوى صميمانه
در لحظاتى از نيمه اول كه بازى به خاطر مصدوميت ميثاق متوقف شده بود گفت وگوى صميمانه قطبى و نيكبخت ديدنى بود.
هواداران افسرده
حدود يكصد هوادار پرسپوليس كه پشت درهاى بسته آزادى دست هاى خود را به ميله ها گره زده بودند با چهره هايى كاملاً افسرده به نفراتى مى نگريستند كه هرازگاهى وارد ورزشگاه يا از آن خارج مى شدند.
خورج آفسايد را پر كرد
در صحنه گل دوم پرسپوليس اشتباه اميد خورج كاپيتان پاس باعث شد تا كريم باقرى بدون ترس از آفسايد شدن دروازه رقيب را باز كند.خورج نتوانست خط دفاع را در آفسايدگيرى همراهى كند و همين قضيه باعث شد تا منطقه آفسايد پر شود و باقرى گل برترى را وارد دروازه پاس كند.
اشتباه كودكانه كمر پاس را شكست
در اينكه حنيف عمران زاده يكى از بهترين مدافعان فوتبال ايران است، ترديدى نداريم. او در بازى مقابل سپاهان آنقدر خوب كار كرد كه تمجيد «فيرات» را نيز برانگيخت.با اين حال عمران زاده در بازى ديروز بزرگترين اشتباه زندگى فوتبالى اش را مرتكب شد و با دريافت آن كارت قرمز كودكانه كمر پاس همدان را شكست.خطايى كه باعث اخراج عمران زاده شد آنقدر كودكانه بود كه مسلماً خود حنيف هم متوجه آن شده!
جاى شما « خالى» بود
معجزه اى به نام كريم

075414.jpg
گل ها: عليرضا نيكبخت (دقيقه ۳۶) و كريم باقرى (دقايق ۷۴ و ۹۰) براى پرسپوليس، وريا غفورى (دقيقه ۱۴) براى پاس همدان
داور: شاهين حاجى بابايى
كمك ها: حسين نجاتى و محمد نجفى
اخطار: كريم باقرى، مازيار زارع (پرسپوليس) و اميد خورج (پاس)
اخراج: حنيف عمران زاده (دقيقه ۶۴ پاس)
تماشاگر: بدون تماشاگر، ورزشگاه: آزادى
پرسپوليس۳
ميثا ق معمارزاده(۱۳) از دقيقه ۳۳ عليرضا حقيقى (۱۵)، عليرضا محمد(۱۸)، نبى الله باقرى ها (۱۷)، سپهر حيدرى (۱۵)، محمد منصورى فهيم (۱۵) از دقيقه ۵۵ حسين بادامكى (۱۴)، پژمان نورى (۱۷)، مازيار زارع (۱۶)، كريم باقرى (۱۸)، ايوان پتروويچ (۱۵)، بهادر عبدى (۱۵) از دقيقه ۶۸ ابراهيم توره و عليرضا نيكبخت (۱۷)
سرمربى: افشين قطبى (۱۷)
پاس همدان۱
سوشا مكانى (۱۱)، اميد خورج (۱۰)، حنيف عمران زاده (۸)، جواد شيرزاد (۱۵)، محمد غلامى (۱۵) از دقيقه ۷۴ مقداد قباخلو، اميد ابوالحسنى (۱۴) از دقيقه ۶۷ اويس كردجهان، مهرداد كريميان (۱۳)، ابوالفضل حاجى زاده(۱۵)، محمد اسماعيل نظرى (۱۰)، محسن حميدى (۱۱) و وريا غفورى (۱۴) از دقيقه ۴۶ منصور احمد زاده (۱۰)
سرمربى: وينكو بگوويچ (۱۲)
شرح گل ها
گل پاس همدان :اميد ابوالحسنى توپ را از زمين پاس مال خود كرد و پا به توپ تا ميانه ميدان پرسپوليس حركت كرد و با يك پاس تودر، وريا غفورى را راه انداخت. او هم با ضربه اى ديدنى از زاويه بسته دروازه ميثاق را گشود.
گل اول پرسپوليس: توپ از جناح چپ و توسط عليرضا محمد به زيبايى هرچه تمام  به محوطه جريمه پاس ارسال شد. عليرضا نيكبخت هم با بغل پاى راست دروازه تيم ميهمان را گشود تا بازى به تساوى كشيده شود.
گل دوم پرسپوليس: كريم باقرى روى پاس پتروويچ يك سوپر گل زد. او از ميان مدافعان پاس گريخت و از پشت محوطه جريمه يك ضربه زيبا زد. توپ بعد از برخورد به تير افقى به درون دروازه پاس همدان فرو رفت.
گل سوم پرسپوليس: عليرضا نيكبخت از جناح چپ توپ را به محوطه جريمه پاس فرستاد. كريم باقرى هم با پروازى بلند و ضربه سرى فنى و ديدنى گل دوم خود و گل سوم پرسپوليس را به ثمر رساند.
لحظات حساس
دقيقه :۶ روى سماجت غلامى در جناح چپ و حفظ توپ و در نهايت ارسال آن براى حاجى زاده باعث شد تا صحنه خطرناكى خلق شود. توپ با ضربه ابوالفضل از كنار تير عمودى دروازه پرسپوليس به اوت رفت.
دقيقه :۲۳ كريم باقرى صاحب يك موقعيت شوتزنى شد. او ضربه محكمى هم به توپ زده اميد خورج با پرتاب خود مقابل توپ كاپيتان تأثيرى جزيى روى آن گذاشت و در ادامه مكانى توپ را مال خود كرد.
دقيقه :۲۵ مهرداد كريميان بود و دروازه پرسپوليس. او كافى بود يك بغل پاى فنى بزند اما نتوانست و توپ وى با دخالت مازيار زارع به كرنر رفت.
دقيقه :۴۷  روى اشتباه سپهر حيدرى در دفع توپ، منصور احمدزاده صاحب موقعيت خوبى براى سرزنى شد. او اگر كمى دقت مى كرد مى توانست دروازه پرسپوليس را بگشايد.
دقيقه :۵۹ جواد شيرزاد از فاصله ۳۵ مترى با ضربه پاى چپ خود دروازه پرسپوليس را تهديد كرد.
دقيقه :۶۵ توپ در تير ۲ (پرتاب از سمت چپ بود) به عليرضا نيكبخت رسيد. او هم با شليكى سنگين قصد گشودن دروازه پاس را داشت كه با تكل چند يار حريف موفق به اين كار نشد.
دقيقه :۹۰ ايوان پتروويچ در محوطه جريمه پاس همدان صاحب توپ شد و بعد از دريبل يكى، دو يار حريف شوت سنگين و خطرناكى زد. توپ اين هافبك بازيساز به فاصله يك وجب از بالاى تير افقى دروازه پاس به بيرون رفت.
دقيقه :۹۰  ابراهيم توره بعد از يك كورس ۱۵مترى با اميد خورج او را پشت سر گذاشت و با سوشا مكانى تك به تك شد. توره اما دروازه را كج ديد و توپ را به تور بغل دروازه كوبيد.
شرح بازى
مسابقه در حالى شروع شد كه سكوهاى خالى تو ذوق مى زد. قابل پيش بينى بودكه به خاطر غيبت هواداران قرار نيست شاهد بازى پرهيجانى باشيم. تيمى كه در اين جو اولين حمله خطرناك را رقم زد پاس همدان بود. اين تيم در دقايق اوليه توپ را در مقايسه با پرسپوليس بهتر در زمين به گردش در مى آورد. در ادامه نيز توانست گل برترى خود را البته در شرايط ضد حمله
به ثمر برساند. بعد از اين گل اما پرسپوليس چندان كه بايست به خود نيامد. بازى روندى طبيعى را طى مى كرد كه اندك جلو كشيدن پرسپوليس در دقايق پايانى آن هم به واسطه نفوذهاى عليرضا محمد و كريم باقرى باعث شد تا بازى به تساوى كشيده شود. پرسپوليس اگر نمى توانست در نيمه اول نتيجه را يك بر يك كند به طور حتم مغلوب كردن تيم بگوويچ كه در كارهاى دفاعى تبحر دارد واقعاً سخت مى شد.با شروع نيمه دوم آهنگ هجومى پرسپوليس تندتر شد و در ادامه اشتباه عجيب حنيف عمران زاده باعث شد تا همه چيز به نفع پرسپوليس شود. درخشش كريم باقرى هم مزيد بر علت شد تا پرسپوليس بتواند در نيمه مربيان پاس ۱۰ نفره را درهم بكوبد. بازيكنان اين تيم اگر دقت بيشترى مى كردند مى توانستند بيش از ۳ گل به تيم وينكو بگوويچ تحميل كنند. نكته: اگر پرسپوليس در حضور تماشاگران پرشمار خود به مصاف همين پاس مى رفت مطمئن باشيد كه بازى پرگل ترى را شاهد مى شديم. ديگر اينكه افشين قطبى با اين پيروزى ۳ بر يك به نوعى انتقام آن شكست ۳ بر صفر در جام حذفى (همدان) را از پاس گرفت.
2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 3:18 PM  توسط ا ص ک  |