دیکتاتور شکست خورد
دوشنبه شب دیگری در برنامه نود با اجرای عادل فردوسی پور تمام شد .
گر چه وعده شکست رکورد ارسال پیام کوتاه محقق نشد اما در حقیقت هدف اصلی اجرای این کمپین محقق شد .
بازی دیشب برای سازمان تربیت بدنی و در راس آن دیکتاتور علی آبادی دو سر باخت بود و برای صدا وسیما و در راس آن برنامه نود و عادل فردوسی پور دو سر برد .
فکر همه نوع کارشکنی از سوی مسئولین را میکردیم الا اختلال در سیستم مخابراتی و سرویس پیام کوتاه برنامه نود !
اختلالی که به گفته عادل از یک ساعت قبل از شروع برنامه نود آغاز و تا پایان برنامه نود ادامه یافت و البته دوستانی که قصد ارسال پیامک را داشتند نیز احتمالا به مانند خود بنده متوجه این اشکال شدند .
اختلالی کاملا سازماندهی شده که در نهایت فردوسی پور نیز که بسیار ناراحت بود به کنایه به این مسئله محرز اشاره کرد .
با این همه تنها تفاوت قضیه در بیشتر شدن محبوبیت فردوسی پور و همچنین برنامه نود و البته در صورت ادامه حمایت صدا و سیما و شبکه سوم سیما از این برنامه و مجری آن بود .
چندی پیش شایعاتی در خصوص کوتاه شدن زمان برنامه نود شنیدیم و البته از آن نوشتیم اما دوستان به جد نگرفتند و از آن گذ شتند اما امروز قضیه بسیار جدی تر شده است و البته مردم فوتبالدوست ایرانی بارها و از طریق گوناگون حمایت خویش از ادامه برنامه نود با سبک و سیاق انتقادی و اصلاحی را بیان کرده اند .
کادر 3 سال گذشته سازمان تربیت بدنی و همچنین فدراسیون فوتبال بی شک منفورترین و البته ناکارآمدترین کادر مدیریتی این دو نهاد در طی سالیان بعد از انقلاب است .
حضور دیکتاتور بزرگ علی آبادی در راس سازمان و حضور علی کفاشیان ، مهدی تاج و ... در راس فدراسیون فوتبال و افزایش اعتراضات فوتبالدوستان گواهی بر این مدعاست .
در طی 3 سال و اندی حضور علی آبادی در این سازمان شاهد حوادث عجیب و البته تکاندهنده بوده ایم .
علی آبادی بارها و بارها اثبات کرده تنها موفقیتها را به پای خود می نویسد و اشکالات را سعی دارد به گردن دیگری بیندازد به واقع از زیر مسئولیت اشتباهات و ناکامی های سازمان فرار میکند .
او انتقاد پذیر نیست و این موضوع را بارها و بارها از طرق گوناگون در معرض نمایش عموم قرار داده است.
بعد از حذف مفتضحانه تیم ملی از جام جهانی آلمان و بدنبال آن حذف از جام ملتهای آسیا او موضع سکوت را برگزید و سازمان نیز راه تخریب دیگر عوامل را در پیش گرفت .
بعد از حذف از جام جهانی تمامی اشتباهات متوجه برانکو ایوانکوویچ ( سرمربی وقت تیم ملی )و محمد دادکان ( رئیس وقت فدراسیون فوتبال ) شد .
بعد از حذف از جام ملتهای آسیا مشکلات بر سر امیر قلعه نوعی ( سرمربی وقت تیم ملی ) خالی شد گر چه این سه نفر در ناکامی های بوجود آمده نقش غیر قابل انکاری داشتند اما آیا سازمان در کسب این ناکامی ها بی تقصیر بود ؟
مدتی بعد تیم ملی بسکتبال ایران با اقتدار قهرمان آسیا شد و بعد از 50 سال جواز حضور در المپیک را کسب کرد .
بعد ازپایان دیدار نهایی این مسابقات علی آبادی روی خط آمد و از اشکهاو بغضهای خودش و همکارانش در دفتر مدیریت سازمان گفت !
و گفت از زحماتشان اینکه چه بی خوابی های برای کسب این عنوان کشیده بودند و اینکه ...
خلاصه کنم آقای رئیس آتاتورک تمامی تلاشهای گذشته را به نام خودش ثبت کرد و برای خودش کلی نوشابه باز کرد !!
اما واقعیت چیزی دیگری بود
برای آنهایی که حتی آشنایی اندکی از بسکتبال ایران داشتند کاملا محرز بود که کسب این موفقیت بزرگ نتیجه تلاش چند ساله محمود مشحون ( رئیس فدراسیون بسکتبال ) بوده و البته آن هم بیشتر بدلیل اجرای طرح استعداد یابی که در زمان ریاست آقایان هاشمی طبا و مهرعلیزاده بر سازمان تربیت بدنی به وقوع پیوسته بود .
شبیه این گونه تلاش ها را محمدرضا یزدانی خرم در فدراسیون والیبال صورت داده بود .
اولین نایب قهرمانی نوجوانان والیبالیست ایران در مسابقات جهانی در سال 2001 به دست آمد .
از آن تاریخ به بعد در سطح پایه ها تیمهای ملی بسکتبال مبدل به تیمی بی رقیب در سطح آسیا شدند .
تا اینکه یزدانی خرم در انتقالی نا موفق به سمت ریاست فدراسیون کشتی برگزیده شد و محمد علی داور زنی بعنوان رئیس جدید فدراسیون والیبال انتخاب شد ( با وجود عملکرد عالی یزدانی خرم در والیبال چه لزومی در این انتقال اشتباه بود ؟ )
مدتی بعد تیم ملی جوانان ما سوم دنیا شد و بعد از آن نوجوانان ما قهرمان جهان شدند و تمامی تبریکها برای علی آبادی و داور زنی ارسال شد !!!!
در اینجا هم آقای رئیس از تلاشهای خودش گفت بی اینکه نامی از یزدانی خرم برده باشد
علی آبادی بارها اثبات کرده که تنها تعریف و تمجید میطلبد و از انتقاد گرچه سازنده بیزار است .
حضور فیروز کریمی در شب شیشه ای را یادتان هست ؟
همان برنامه معروف شبکه تهران ...
فیروز خان نیم ساعتی را به تعریف و تمجید از علی آبادی پرداخت ودر نهایت یک جمله و تنها یک جمله را بر زبان آورد
آن هم اینکه : ... آقای علی آبادی مدیر بسیار توانمندی هستند اما بیشتر به درد مدیریت در شهرداری میخوردند تا ورزش ...
آن شب و آن جملاتی که حرف دل میلیونها ورزش دوست ایرانی بود برای فیروز گران تمام شد
کریمی از فردای آن شب ممنوع الفعالیت شد .
با استقلال اهواز قرار داد بست با دستور آقای رئیس قرار داد فسخ شد !
با تراکتور سازی بست بازهم با دستور جناب رئیس فسخ قرار داد !
و به همین ترتیب فیروز چند تیم دیگر عوض کرد تا بالاخره متوجه شد باید از آقای رئیس عذرخواهی کند تا مشکلات مرتفع گردد
در نهایت این کار صورت گرفت و او هم شد سرمربی صبای قم
بعد از آن قضیه علی کریمی پیش آمد .
کریمی از فدراسیون فوتبال و ضعف آن انتقاد کرد و گفت : این فدراسیون ضعیف ترین فدراسیون تاریخ فوتبال ایران هست .
فردا ی همانروز نام کریمی از فهرست تیم ملی خط خورد !
گر چه کفاشیان تلاش زیادی کرد تا نشان دهد مقصر اصلی در این واقعه علی دایی بوده اما بررسی مسائل گویای واقعیتهای دیگر است .
وقتی نوه امام خمینی (ره) یعنی حجه الاسلام سید حسن خمینی درخواسیت میکنند که این مشکل حل شود و کریمی به تیم ملی برگردد اما این اتفاق رخ نمیدهد یعنی قدرتی بالاتر از دایی در پشت پرده ی این ماجرا قرار داشته است .
اما مهمترین ناکامی ورزش ایران در کنار حذف تیم ملی از جام جهانی کسب نتایج فاجعه انگیز در المپیک پکن بود .
در المپیک پکن بیشترین تعداد ورزشکار را در مقایسه با دوره های گذشته داشتیم اما در نهایت فضاحت با یک طلای ساعی و برنز محمدی (که بدون شک ماحصل تجربه و تلاش فراوان این دو ورزشکار بود ونه چیز دیگر ) از مسابقات کنار رفتیم .
در جدول رده بندی نیز( با سقوطی فاحش نسبت به دوره قبل ) در نهایت کمی بالاتر از افغانستان و ... قرار گرفتیم تا تلاشهای فراوان سازمان تربیت بدنی کاملا هویدا شود .
جالب اینکه سازمان تربیت بدنی در این فاجعه نیز حاضر نبوده و نیست که ضعف مدیریتی و ... خود را عامل اصلی ناکامی ها بداند.
گرچه علی آبادی و دولت نهم در طی سالیان اخیر طرح های ورزشی فراوانی را افتتاح و تکمیل کرده اند که از آن جمله میتوان به :
افتتاح زمین آسفالت! در زاهدان با حضور شخص علی آبادی !!
دو بار افتتاح استادیوم سردار جنگل رشت طی یک ماه !
دوبار بازسازی استادیوم تختی اهواز طی مدت چند ماه !
جالب اینکه :
استادیوم تختی و استادیوم راه آهن در سالهای قبل از انقلاب به ترتیب متعلق به دو قطب فوتبال ایران یعنی استقلال و پیروزی بود اما در زمان انقلاب با واگذاری این دو تیم پرطرفدار به سازمان دو مجموعه ورزشی فوق نیز به مالکیت این سازمان درآمد.
2 سال پیش بحث واگذاری تختی برای سی سال به استقلال مطرح شد اما در نهایت امر این اتفاق صورت نگرفت با وجود اینکه این استادیوم جزیی از اموال و دارایی های آبی ها محسوب میشود !
در طی این چند سال سازمان در خصوص دو تیم پرطرفدار ایران آنچنان ضعیف عمل کرده که بدون شک بیش از 99درصد هواداران آبی و قرمز از نوع مدیریت سیاسی سازمان ( که نسبت به گذشته بیشتر شده است ) در خصوص این دو باشگاه عصبی و ناراحت هستند.
حذف استقلال از جام باشگاههای آسیا ( بدلیل دیر ارسال شدن مدارک ) از ویژگی های این نوع مدیریت در استقلال بود .
جناب علی آبادی اعلام کردند که مقصرین این اشتباه از تمامی کارهای ورزشی منع خواهند شد اما در نهایت :
امیدوار رضایی که آن روز ها رئیس هیئت مدیره استقلال بود در این سمت تا امروز ابقا شده
امیر قلعه نوعی به سرمربیگری تیم ملی انتخاب شد
عباس ترابیان ( رئیس روابط بین الملل وقت استقلال ) به ریاست کمیته فوتسال منصوب شد .
و ...
تنها فردی که از مسئولیتهای ورزشی محروم شد کسی نبود جز مقداد نجف نژاد مدیر عامل وقت استقلال که در مجموع 6 ماه این پست را در اختیار داشت گر چه در این زمان کوتاه او حتی حق امضا نیز نداشت و تنها نامش مدیر عامل بود !
نجف نژاد بدلیل انتقاد از سازمان به راحتی از استقلال کنار گذاشته شد یعنی دقیقا همان اتفاقی که برای فتح الله زاده در استقلال و کاشانی در پیروزی افتاد .
در همین خصوص آنها بارها وبارها صفایی فراهانی را مقصر اصلی این ناکامی معرفی کردند گرچه دروغی بیش نبود .
تغییرات گسترده در سمت مدیر عاملی این دو تیم سبب نارضایتی هواداران این دوتیم از سازمان شده است و همگی بی صبرانه منتظر خصوصی سازی باشگاههای لیگ برتری و بازگشت این دو تیم به روزهای پرافتخار سالیان نه چندان دور هستند.
اگر اوضاع این گونه پیش برود بی شک در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده رای علاقه مندان فوتبال ایران غیر از آنچه خواهد بود که 3 تیر 84 به صندوقهای جمع آوری آرا ریخته شده است .
ای کاش عادل دیشب نیز آن لبخندهای همیشگی را بر لب داشت تا بازهم چهره پیروز او را خندان و شاداب ببینیم .
همچنان بر طبل حمایت از عادل می کوبیم ...
نکته جالب اینکه امروز متوجه شدم ارسال پیام برای سایت نود غیر ممکن شده !!
در طی روزهای اخیر حمایت گسترده ای از طرف مردم در سایت نود انجام شده بود که متاسفانه حالا در سایت نود نیز اختلال ایجاد شده است .
و اما متاسفانه سواستفاده چپ گراهای اصلاحگرا بر اختلاف میان برنامه نود و تربیت بدنی دولت نهم دامن زد تا آنجائی که سید محمد خاتمی در مصاحبه ای اعلام کرده بود یا خودم می آیم یا فردوسی پور !
ما که نه از چپها خیری دیدیم ونه از راستها !
اما اینکه آقایان اصلاحگرا بدنبال چه منافعی بودند که اینگونه در حمایت از نود موضع گرفتند بماند .
نود مانند هر برنامه ی دیگری هم عیب دارد و هم خوبی
اما به واقع خوبی ها و مزیتهای نود بسیار بیش از عیوب آن است .
نود بارها و بارها مسائل گوناگونی را در ورزش ما به چالش کشید ودر نهایت موجب اصلاح این امور شد .
اما بدانید و بخوانید که صدا و سیما نیز تا حدودی د رمورد حمایت از نود عقب نشینی کرده است.
از آنجائی که دوران ریاست عزت الله ضرغامی بر این سازمان اردیبهشت ماه سال ۸۸ تمام خواهد شد و صحبتها از عدم تمدید مهلت ریاست اوست او برای جلب توجه نظر دولتمردان از مواضع قبلی خود عقب نشینی کرده تا شاید به این صورت مهر رئیس جمهوری را دوباره در زیر برگه تمدید مهلت خودش ببیند .( گرچه صدا وسیما تحت نظارت مستقیم مقام معظم رهبری میباشد )
اما آقای ضرغامی در صورت حمایت از نود به محبوبیتی در خور در میان افکار عمومی دست خواهد یافت .
همچنان از عادل دفاع میکنیم ...
http://www.petitiononline.com/90tv/petition.html
|
|
|
|
![]() |
|
![]() |
![]() |
|
|
|
|


گرچه جناب آقاى كيومرث هاشمى- كه نامش ما را ياد تعليق و روزهاى نابسامان فوتبالمان مى اندازد- نتايج به دست آمده توسط تيم ها و ورزشكاران ايرانى در المپيك ۲۰۰۸ را «طبيعى» و قابل پيش بينى توصيف مى كند اما اين نوع اظهارنظرها و انكار وخامت اوضاع نيز سبب نمى شود افتضاح آزاردهنده موجود پشت چيزى پنهان گردد و افراد از كنار آن به سادگى عبور كنند. در كمال تأسف وقتى روزنامه هاى ورزشى را ورق مى زنى، به ستون هاى طنزى برمى خورى كه «تلخى» آن بدجورى توى ذوق مى زند و صداى فرياد انتقادى مردم با بالاترين شدت ممكن از آن به گوش مى رسد اما آقايان يا دم برنمى آورند يا وقتى مى آورند هم به گونه اى است كه از صد بد وبيراه و ناسزا گفتن توهين آميزتر است. معاون سازمان مى گويد برخى تيم ها و نفرات ما سابقه حضور در تورنمنت هاى بين المللى معتبر را ندارند و از توانايى لازم براى كسب مدال بى بهره اند، اين يعنى ملت عزيز ايران بايد بدانند كه كاروان ورزشى كشورمان براى سياحت به شرق دور سفر كرده و خيلى بى انصافى است كه از مسافران اين كاروان انتظار حصول افتخار را داشت و اين يعنى بى تقصير بودن مديران فعلى سازمان و حضور قبلى ها به خاطر فراهم نكردن بسترى مناسب براى پيشرفت تيم هاى مختلف و منتفع گرديدن على آبادى و اطرافيانش در چنين روزهايى. هموطنان گرامى! توجه داشته باشيد كه حرف هاى جناب هاشمى فقط و فقط يك معنا دارد و آن اين است كه آنها تقصيرى ندارند، مشكل از قبل هاست و نمى شود طى حدود ۳ سال كار خاصى براى ورزش كشور انجام داد كه البته تا حدودى درست هم جلوه مى كند اما وقتى اين را مى گذاريم كنار به خود باليدن مديران سازمان و مشعوف شدن آنها پس از افتتاح ساختمان ها و فضاهاى ورزشى در نقاط مختلف كشور، هضم موضوع برايمان دشوار مى شود، آن هم به اين خاطر كه چرا افتخار «افتتاح» پروژه هاى آغاز به كار كرده و از سال هاى قبل مال على آبادى و معاونانش مى باشد اما «افتضاح» ورزشكاران اعزامى به چين به ديگران تعلق دارد و طبيعى است؟! چند ماهى است كه رئيس محترم سازمان، قيچى به دست به اين ور آن ور سفر مى كنند تا روبان هاى رنگى مراسم افتتاح واحدهاى ورزشى را با لب هايى مملو از خنده پاره كنند و هر زمان هم كه انتقادى به آنان وارد مى شود، بلافاصله موردى كه ذكر گشت همچون پتك سنگينى بر سرمان جلوس مى كند كه وقتى اين همه ساخت و ساز را مى بينيد، حق نداريد از واقعيات تلخ و تكان دهنده موجود سخن بگوييد و به كسى خرده بگيريد. آقايان فقط انتظار تشويق و تحسين را دارند، آن هم به سبب انجام كارهايى كه سهم عمده اى در آن ندارند و با تكرار چند باره واژه «افتتاح» همه را به عقب نشينى وادار مى كنند و در حالى كه حقيقت آن است كه در بازى هاى المپيك عيان شده و «افتضاحى» است كه به بار آمده، آن هم در دوره حضور و فعاليت همين آقايان در سازمان ورزش كشور. خيلى جالب اما در عين حال تأسف بار مى باشد اينكه با رويه اى كه على آبادى و معاونانش در پيش گرفته اند، همان طور كه امروز اين افتضاح متوجه ديگران است و اندك افتخارات برجاى مانده از ادوار گذشته مال آنها، احتمالاً وقتى در المپيك ۲۰۱۲ يا ۲۰۱۶- شايد هم چند دوره بعدتر- مدالى توسط كاروان ورزشى ايران به دست آمد، اين افراد مصاحبه خواهند كرد و آن را به اقدامات عاجل امروز خود نسبت خواهند داد اما خدمت جناب «رئيس» و معاونان محترمش عرض مى كنيم اگر افتخار اين «افتتاح»ها به شما تعلق دارد، سرافكندگى و شرمندگى «افتضاح»هاى كنونى نيز متعلق به شماست، بيراه كه نمى گوييم؟ پس فعلاً اين به آن در آقاى على آبادى! گرچه اصلاً اين ۲ مورد با يكديگر قابل قياس نيستند اما از آنجا كه كسى نمى تواند از سازمان تربيت بدنى طلبكار شود، همين كه آقايان را متوجه اين مهم كنيم كه ناكامى هاى خفت بار روزهاى اخير، تمام به اصطلاح افتخارات و توفيقات به دست آمده را خنثى كرده، باز كار بسيار مهمى انجام داده ايم. آخر جناب آقاى على آبادى باختن و برخوردارى از بيلان منفى را باور ندارند، پس بازهم شكر كه توانسته ايم به او بقبولانيم ديگر موردى براى فخر فروختن وجود ندارد و منتقدان و سازمان با هم به نتيجه مساوى رسيده اند
...
| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
|